دانلود آهنگ جدید | دانلود موزیک

بیراهه دات نت

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶

سید عباس صالحی: جشنواره‌‌ها هیچ‌وقت به صورت فرمایشی برگزار نمی‌شود

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶

موسیقی ما- «سید عباس صالحی» – وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی- شب گذشته برای سومین بار به جشنواره‌ی موسیقی فجر رفت و درباره‌ی موضوعاتی چون حضور بانوان موسیقی‌دان روی صحنه در برخی از شهرستان‌ها و همچنین حاشیه‌های این روزها پاسخ داد. او همچنین درباره‌ی دبیرِ جشنواره‌ی موسیقی در سالِ آینده، بودجه‌ی موسیقی و غیره نیز سخن گفت و به این نکته تاکید کرد که جشنواره‌‌ی موسیقی هیچ‌گاه به صورت فرمایشی برگزار نمی‌شود.

او از دستورالعمل های مدیران اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ها درباره‌ی حضور زنان در شهرستان‌ها توضیح داد: «تدوین دستور العملی که طی آن اجراهای موسیقی در شهرهای مختلف کشور از یک قانون تبعیت کنند، نیازمند بررسی و اجرایی کردن آن در مرکز است. به همین‌خاطر یک قانون مشخص باید معیار قرار گیرد و در این صورت دیگر شاهد اتفاقاتی از این دست نخواهیم بود؛ ضمن آنکه اگر مساله ای خلاف آن دستور العمل انجام شود؛ مورد نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیست و همکاران من در وزارت خانه حتما پیگیر قضیه خواهند بود.»

ارکان اوئور: شجریان، آوازخوانِ بزرگی است که در دنیا مشابهی ندارد

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶

موسیقی ما- «ارگان اوگر» در تهران نواخت. موزیسینِ شناخته شده‌ی ترک در این اجرا با نغمه‌هایش، مخاطبانش را به جایی دیگر برد. موسیقی او شبیه هیچ‌کس نیست. او در این سال‌ها چنان ممارست و تمرینی کرده است که حالا نوایی دارد که تماما برای خودِ اوست. نه موسیقی بومی است، نه سنتی و نه غربی. صدایی جدید که حاصلِ تاملات «ارگان اوگر» است. او سال ۱۹۵۴ در آنکارا متولد شد؛ اما در شهر الزیغ، شهری عموما کردنشین در شرق ترکیه بزرگ شد و از خردسالی موسیقی را فرا گرف اول ویولن نواخت و بعد از آن سراغ «باغلاما» رفت. او این ساز را به خوبی می‌نواخت تا در دوران دبیرستان با گیتار آشنا شد و آن وقت که به آلمان رفت تا فیزیک بخواند، گیتار را به شکلی جدی‌تر خلق کرد. او مهاجر بود و دل‌تنگ نغمه‌های سرزمینش و با گیتار نمی‌توانست این کار را انجام دهد، پس پرده‌های گیتار را درآورد و اولین گیتار بی‌پرده‌ی خود را ساخت. گیتاری که به آن «فرت‌لس» می‌گفت. بعد از بازگشتش به ترکیه، آثار متعددی نواخت و همکاری گسترده‌ای با موزیسین‌های غربی کرد؛ اما بعد از مدتی به دعوت «رابرت جانسون» به امریکا رفت تا موسیقی بلوز یاد بگیرد؛ با همه‌ی اینها همچنان به موسیقی فولک خود وقادار ماند و در اجرایش در جشنواره‌ی موسیقی فجر نیز موسیقی بومی سرزمین خود را نواخت. موسیقی ای که انگار غمِ یک فرهنگ چند هزار ساله را به دوش می‌کشید. تجربه‌ی گفت‌وگو با او، تجربه‌ی بدیعی بود. حرف که می‌زد، ساز همچنان در دستانش بود و آرام می‌نواخت و با آرامشی حرف می‌زد که این روزها کمتر می‌توان نمونه‌اش را دید:

  • موسیقی ایران و ترکیه – موسیقی عثمانی- با هم مشابهت‌های فراوانی دارند؛ با این وجود شما به عنوانِ یک موزیسینِ شهیرِ ترک تا به حال به ایران سفر نکرده بودید، حضورتان در جشنواره‌ی موسیقی فجر هیچ به این مساله و ارتباط فرهنگی میانِ دو کشور مربوط بود؟

سال‌ها پیش – فکر می‌کنم حدود ۲۰ سال قبل- بود که صدای سازِ «پرویز مشکاتیان» را شنیدم. آن موسیقی من را مسحور کرد؛ انگار نوایی از سرزمینِ دیگری بود؛ همان موسیقی باعث کنجکاوی‌ام برای بیشتر شنیدنِ این موسیقی بود. خب نمی‌توانم ادعا کنم که این موسیقی را به صورتِ کامل تعقیب کرده‌ام؛ اما همواره نواهای موسیقی ایرانی برایم جذابیت داشت؛ مثلا صدای «شجریان». او آوازخوانِ بزرگی است که در دنیا مشابهی ندارد. صدای او برای یک جهان دیگر است و آنقدر زیبا که گاهی تحمل شنیدنِ این میزان زیبایی برای آدم سخت می‌شود. خب همان‌طور که شما گفتید؛ موسیقی ایران و ترکیه از لحاظ ریتم و سبک به یکدیگر بسیار شبیه‌ند؛ به خصوص اینکه اصالتِ من برای شرقِ ترکیه است و به ایران بسیار نزدیک. به همه‌ی اینها این نکته را هم اضافه کنید که من موسیقی «صوفیانه»‌ را بسیار دوست دارم؛ موسیقی‌ای که بیش از هر سبکِ دیگری به موسیقی برخی از مناطقِ شما آشناست. از آن گذشته، زبان فارسی خودش برای من موسیقی است. وقتی کسی به زبان فارسی مشغول حرف زدن است؛ من می‌توانم چشم‌هایم را ببندم و با خودم گمان کنم که مشغول گوش سپردن به موسیقی هستم.

  • شما برای شرق ترکیه هستید و پس نزدیک به غربِ ایران. می‌دانید موسیقی تنبور در غرب ایران خیلی جریان دارد؛ تنبور برای ما مثل «باغلاما» برای شماست. در هر خانه‌‌ای پیدا می‌شود. اصلا این موسیقی را شنیده‌اید؟‌

بله و حس بسیار نزدیکی به آن دارم. این گونه از موسیقی شما را هم شنیده‌ام؛ موسیقی‌ای که در آن شعر خیلی مهم است و موسیقی تنها یک همراهی کننده است. در این موسیقی، ترانه از اهمیتی بالاتر از شعر قرار می‌گیرد.

  • ما سازهایی داریم که می‌توان آن را هم‌خانواده‌ی سازهای ترکیه دانست؛ به خصوص سازی مثلِ «تار» که البته با ترک‌های آذربایجان بسیار شبیه است و حالا متاسفانه آنها این ساز را به نامِ خودشان ثبت کرده‌اند. شما هیچ با سازهای ایرانی آشنا هستید؟‌

بله، من بسیاری از سازهای شما را می‌شناسم. سازهایی مثل تار، دوتار،‌ سه‌تار، تنبور، سنتور و ضرب؛ نغمه‌ی همه‌شان هم رویایی است. سه‌تار اما به سازِ خودِ من شبیه‌تر است؛ چون ساز من هم سه‌ تا تار دارد (خنده). من همین امروز به خیابانِ «بهارستان» رفتم و با جوانانی که در آنجا بودند، ساز زدم. تنبور و سه‌تار و البته گیتار کلاسیک.

  • شما دو وجه موسیقایی کاملا متفاوت دارید؛ از یک طرف موسیقی جز را با شیوه‌ی خودتان کار کردید و گیتار «فرت‌لس» – fretless guitar را ابداع کردید؛ از آن طرف روی موسیقی بومی سرزمین خودتان کار کردید. این دو وجه موسیقایی شما کجا به یکدیگر وصل می‌شود؟

من در تمام سال‌هایی که موسیقی کار کردم، اعتقاد داشته‌ام که «موسیقی» چیز واحدی است. اینکه شما تصمیم بگیرید که در چه سبکی و با چه ابزاری بنوازید، دیگر فرعِ قضیه است. عاملی که به خیلی چیزهای دیگر بستگی دارد؛ مثلا اینکه چه روحیاتی داشته باشید یا اینکه در چه فرهنگی متولد شده و زندگی کرده باشید. من تجربیات زیادی در موسیقی «جز» داشته‌ام؛ اما همیشه دغدغه‌ی اصلی‌ام موسیقی «مقام» بوده است؛ حتی وقتی در این سبک موسیقی کار نکرده‌ام.

  • اما این دو خیلی متفاوت از یکدیگر هستند. موسیقی مقام، بسیار کهن است.

تازه‌ترین موسیقی، قدیمی‌ترین موسیقی است. شما نمی‌توانید هیچ نغمه‌ی جدیدی خلق کنید، پیش از آنکه در دنیا وجود داشته باشد. خب شاید خیلی‌ها با این موضوع مخالف باشند؛ اما من کاملا به آن اعتقاد دارم. برای مثال «قوپوز» سازی است خیلی قدیمی و کهن؛ اما من می‌توانم با آن هر کاری که دوست دارم انجام دهم. یعنی این سازِ کهن را در اختیارِ هر نوای نویی قرار دهم.

  • به نظر می‌رسد همین نگاه منجر به احیای بسیاری از مقام‌های فراموش شده توسط شما شد. یعنی بسیاری از این مقام‌ها با موسیقی‌ای که شما خلق کردید زنده شدند و حتی توسط جوان‌ترها پذیرفته شدند. «گیتار» سازِ جذابی است و گیتار فرت‌لس باعث می‌شود تا آنها موسیقی مقام را هم دنبال کنند. یعنی موسیقی کهن شما به وسیله‌ی این ساز حیاتی دوباره پیدا کرد.

اگر این طور باشد، خیلی خوشحال می‌شوم. یک هنرمند وقتی کاری انجام می‌دهد؛ پیش از هر چیز یک ضرورت شخصی برایش ایجاد شده است. شما با هدفمندی و برنامه‌ریزی نمی‌توانید کار هنری انجام دهید. نمی‌توانید بگویید که من این ساز را ابداع می‌کنم یا این موسیقی را می‌نوازم، برای اینکه به این یا آن هدف برسم؛ یک چیزی شما را به خلق مجبور می‌کند و انجامش می‌دهید. خب گاهی این مساله از حالت شخصی خارج می‌شود و عمومیت پیدا می‌کند و می‌تواند ثمراتی داشته باشد و گاهی هم نه. بعضی وقت‌ها خودتان هم که به گذشته نگاه می‌کنید و کارهایی که انجام داده‌اید، می‌گویید اصلا چرا این کار را کردم؟

  • اصلا گیتار فرت‌لس بر اساس چه ضرورتی شکل گرفت و با آن همه اتفاقاتِ عجیبی که شما با این ساز خلق کردید؛ چرا می‌گویید که دغدغه‌تان موسیقی مقام – موسیقی ملی خودتان- بوده است؟

من ۱۹ ساله که بودم به آلمان مهاجرت کردم تا فیزیک بخوانم.

  • چه عجیب.

بله. (خنده)‌

  • و خواندید؟

نه رهایش کردم. همه‌ی دغدغه‌ام موسیقی بود و خیلی با فیزیک جور در نمی‌آمد.

  • چه سازی می‌نواختید؟

گیتار کلاسیک. بعد فکر می‌کردم که این گیتار انگار نمی‌تواند نیازِ موسیقایی من را پاسخ دهد. گفتم که «مقام» همیشه دغدغه‌ام بوده است و به همین خاطر فکر کردم که باید برای این ساز کاری انجام دهم. آن زمان شروع به ایجاد تغییراتی در گیتار کردم تا با آن بتوانم نواهای قدیمی سرزمین مادری‌ام را بنوازم. خب هیچ‌وقت هم ادعا نکردم که این ساز، یک سازِ جدید است که من آن را ابداع کرده‌ام. بیشتر یک چیزِ شخصی بود؛ تجربه‌ای که می‌خواستم به وسیله‌ی آن درونیاتِ خودم را پاسخ دهم.

  • شما عود هم می‌نوازید؛ عود جواب‌گوی نیازی که در آن زمان احساس می‌کردید، نبود؟

بله من سال‌هاست که عود می‌نوازم؛ بد هم نمی‌زنم. اما روی گیتار می‌توانستم تکنیک‌های متفاوت‌تری را اجرا کنم. نمی‌دانم شاید آن زمان می‌توانستم موسیقی‌ای که دوست داشتم با این ساز بنوازم؛ اما خب گیتار یک تجربه‌‌ی صدایی متفاوت‌تری به من می‌داد. شما می‌توانید گیتار را مثل عود یا تنبور بنوازید؛ اما من می‌خواستم اینها را با هم ترکیب کنم و یک استایل جدید در نواختن گیتار به وجود بیاورم.

  • این ایده‌ای است که بسیاری از موزیسین‌های ایرانی نیز به دنبال آن هستند؛ اینکه موسیقی بومی سرزمین خودشان را با سازهایی مثل گیتار اجرا کنند. چه راهکاری به آنان پیشنهاد می‌کنید؟

راهکار؟‌ خب باید دقت کنند و قبل از اینکه سازی مثل گیتار بنوازند، باید موسیقی سنتی خودشان را با دقت گوش کنند و تکنیک‌های آن را بدانند. این مهم‌ترین اتفاق است. شما باید موسیقی خودتان را خوب بدانید؛ خوب روی آن تحقیق کنید و با دقت تمام ابعاد آن را بررسی و بعد به سازها و راه‌های جدیدی فکر کنید. شما اول باید موسیقی مقامی خودتان را به بهترین شیوه و شکل بدانید و بعد موسیقی جای دیگری را فرا بگیرید و با آن کار کنید. اگر این‌طور باشد؛ می‌توانید هر کاری که دوست دارید با این موسیقی انجام دهید. اما مساله اینجاست که خیلی‌ها با یک آگاهی کم می‌خواهند روی این موسیقی تغییر ایجاد کنند. نمی‌شود. هرگز نمی‌شود.

  • به نظر می‌رسد موسیقی ترکیه توانسته است نسبت به موسیقی ایران مرزهای جهانی‌تری را درنوردد؛ این به خاطر فعالیت‌های انفرادی خود اهالی موسیقی بوده یا حمایت دولت در آن نقش داشته است و فکر می‌کنید ما چگونه می‌توانیم موسیقی خود را بیش از پیش معرفی کنیم.

من هیچ ایده‌ای ندارم که در فضای موسیقی ایران چه می‌گذرد تا بخواهم برای شما پیشنهادی داشته باشم؛ اما دوست دارم بگویم موسیقی ایران بسیار غنی، مهم و زیباست و مردم و همچنین مدیران فرهنگی شما باید به آن توجه بسیار زیادی کنند. یک فرهنگ بزرگ پشت این موسیقی است و باید قدرِ آن را دانست؛ اما در ترکیه هم هر اتفاقی که رخ داده، بر اساس فعالیت‌های فردی خود هنرمندان بوده است؛ دولت تنها از سبک خاصی حمایت می‌کند؛ من به عنوان یک موزیسین ترک راه‌های زیادی را رفتم، درس خواندم، درس دادم، تحقیق کردم؛ اما هیچ حمایتی از طرف دولت به من نشده است.

  • تجربه‌ی حضور در ایران چگونه بود؟

من خیلی خوشحال هستم که به ایران سفر کردم. مردمِ شما رفتاری بسیار دوستانه دارند. موسیقی‌اش هم که بسیار جذاب است.

  • در جشنواره فجر چه نواختید؟

ما موزیک‌های قدیمی از قرن سیزدهم تا کنون و بیشتر قطعات فولک را نواختیم.

نبردِ خواننده‌ی پیشکسوت با ویروس‌

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶

موسیقی ما- «حسام‌الدین سراج» – خواننده‌ی پیشکسوت ایرانی- مدتی است که فعالیت‌های گسترده‌تری انجام می‌دهد؛ همین چند مدتی قبل بود که کنسرتی را با «اردشیر کامکار»‌ و با همراهی بهترین نوازندگان روی صحنه برد و حالا هم در ششمین روز از برگزاری جشنواره‌ی موسیقی، همراه با گروه «سور»‌ به سرپرستی «مجید مولانیا» به روی صحنه رفت. گروهی هشت نفره که همه به خاطر حدثه‌ی سانچی سیاه‌پوش بودند. خواننده‌ی پیشکسوت در این اجرا، قطعاتی از استاد شجریان را به همراه قطعاتی جدید بازخوانی کرد.

او قبل از اجرای برنامه‌ی خود از درگذشتگانِ این حادثه سخن گفت و اجرایش را به آنها تقدیم کرد: «صبا در چمن لاله صبا می‌گفتم/ که شهیدان که‌اند، این همه گلگون‌کفنان. از بین رفتن کشتی نفتی ایرانی و عزیزانی که آسمانی شدند را به مردم عزیز ایران تسلیت می‌گویم. آنها قهرمانانِ سرزمین ما بودند که غریبانه جان باختند. ما این اجرا را به بازماندگان آنها تقدیم می‌کنیم.»‌

خومه کومته: موسیقی سنتی هر کشور یک منبع لایزال برای موسیقی‌دانان است

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶

موسیقی ما – شنبه ۲۳ دی ماه فرهنگسرای نیاوران میزبان گروه اسپانیایی «نفس» بود. سرپرست این گروه «خومه کومته» بود که نوازندگی گیتار، عود و سازهای کوبه‌ای را بر عهده داشت و در کنار او «دمیتری استراچکوف» نوازنده ویولنسل، «انریک پستو» نوازنده ویولن و ویولا و «وجتک سوبولسکی» نوازنده کنترباس حضور داشتند. «کومته» این گروه را در سال ۲۰۰۷ با رویکردی نوگرایانه تشکیل داده است. خودش می‌گوید هدف این گروه یافتن زبانی معاصرتر برای بازگفتن خاطره‌های سنتی با سازهای متفاوت بوده است که همه‌شان نقشی واحد را دنبال می‌کنند. این گروه در دنیا اجراهای متفاوتی داشته است و آثار متعددی خلق کرده است که آلبوم «طریق» در سال ۲۰۱۴ توسط مجله‌ی «ورلد موزیک سنترال»‌ به عنوان یکی از بهترین آلبوم‌های ورلد موزیک ۲۰۱۴ انتخاب شد. گروه نفس در جزیره مایورکا اسپانیا شکل گرفته و با توجه به فرهنگ‌های مختلفی که در این منطقه وجود دارد، موسیقی آن هم ریشه در این تنوع فرهنگی دارد. با «خومه کومته» گفت‌وگویی کوتاه داشته‌ایم:

  • شما در سال ۲۰۰۷ گروه موسیقی نفس را با رویکردی نوگرایانه تشکیل دادید و یافتن زبانی معاصر برای بازگفتنِ خاطره‌های سنتی- موسیقایی اسپانیا؛ در این باره توضیح می‌دهید؟ حالا که ۱۱ سال از عمر گروه می‌‌گذرد، تا چه اندازه به هدف اولیه‌تان رسیده‌اید؟‌

آن زمان من گمانِ این را داشتم که می‌خواهم کاری «نو» در موسیقی سنتی اسپانیا انجام دهم؛ اما حالا که به گذشته نگاه می‌‌کنم، می‌بینم که این واژه برای من هر روز با تغییراتی همراه بوده است. یک مفهومِ سیال که هر بار به شکلی جدید از آن رسیده‌ام. حالا که به گذشته‌ی گروه و کارهایی که در این باره انجام داده‌ایم، فکر می‌کنم؛ می‌بینم که در بسیاری از آنها توانسته‌ایم حرفی تازه داشته باشیم و برای خیلی‌هایش این اتفاق نیفتاده است که البته مهم نیست. کار هنری همین است. شما همیشه کاری که می‌کنید، نتیجه‌‌ای که می‌خواهید را نمی‌دهد؛ اما اگر بخواهم درباره‌ی کار این گروه توضیح دهم، باید بگویم بسیاری از قطعاتی که توسط گروه اجرا می‌شود، با یک «تم» شروع شده است. این تم ممکن است از موسیقی سنتی ما نشات گرفته شده باشد یا تمی مدرن؛ اما با هم‌فکری با یکدیگر این تم را گسترش می‌دهیم و چیزی شکل می‌گیرد که تنها نشانه‌هایی از آن تمِ اولیه را دارد. خودمان را هم محدود به گونه‌ای خاص از موسیقی نکرده‌ایم؛ ما روی تمام موسیقی‌ها تحقیق می‌کنیم و از هر فرهنگ موسیقایی چیزی می‌گیریم؛ من امیدوارم که این مسیر را همچنان ادامه دهیم؛ چون به گمان خودم تاکنون به نکات مثبتی دست پیدا کرده‌ایم.

  • این ایده‌ها چطور با هم ترکیب می‌شود؟

با همفکری با هم. ما گاهی برای یک قطعه مدت‌ها تمرین می‌کنیم و با همدیگر تبادل نظر داریم. خب مساله‌ اینجاست که البته خالقِ یک اثر، در نهایت یک نفر است و من به عنوان سرپرست گروه، گاهی نظراتِ خودم را اعمال می‌کنم (خنده) اما هیچ قطعه‌ای که توسط ما ساخته می‌شود، قطعه‌ی نهایی نیست. مدام تمرین می‌کنیم و درباره‌اش بحث و نظر داریم تا در نهایت به یک نتیجه‌ی کلی برسیم. من خودم یک فرمول سازی طراحی کرده‌ام که کار را برای خودم آسان می‌کند.

  • سازبندی اما کاملا کلاسیک است: ویولون، ویولا، کنترباس و … .

بله، گفتم ما از هر موسیقی‌ای چیزی می‌گیریم؛ به‌خصوص اینکه من این شانس را داشته‌ام که موسیقی‌دانانی که با من همکاری می‌کنند از موسیقی کلاسیک برخاسته‌اند و همین دید وسیعی به من می‌دهد؛ اما اگر بخواهم جزیی‌تر توضیح دهم باید بگویم موسیقی ما شکلی از موسیقی مینیمال را دارد.

  • موسیقی سنتی به شکلِ صرف آن امروز در جامعه‌ی ایران تا حدودی با چالش مخاطب روبه‌روست؛ به همین خاطر آهنگسازانِ ما- به خصوص آهنگسازان جوان- از ابزارها و ریتم‌های جدیدتری بهره می‌گیرند تا مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کند؛ آیا موسیقی سنتی اسپانیا هم به این سرنوشت دچار شده است که نیاز به نوگرایی دارد؟

برای من ماجرا شکلِ دیگری است؛ هیچ‌گاه نخواسته‌ام از موسیقی سنتی – یا به طور کلی سنت‌ها- فرار کنم. اتفاقا همیشه به موسیقی بومی خودمان به عنوانِ یک منبعِ لایزال نگاه کرده‌ام و هر کارِ جدیدی که انجام داده‌ام رگه‌هایی از آن را داشته است. موسیقی سنتی اسپانیا برای من حکمِ یک سرچشمه‌ای را دارد که همیشه از آن بهره برده‌ام؛ ریشه‌ی کار ما همان موسیقی است و برای من همیشه ایده‌پرداز بوده است. من موسیقی سنتی شما را هم گوش داده‌ام و به نظرم بسیار اعجاب‌انگیز است و حالا برایم بسیار ناراحت کننده است که می‌شنوم که مخاطبان زیادی ندارد.

  • البته مخاطب موسیقی سنتی ما، مخاطبانِ جدی بسیار خوبی دارد؛ منظورم این است که دیگر موسیقی متداول مردم نیست.

خب شما نباید هم انتظار داشته باشید که موسیقی سنتی‌تان را مردمِ عادی هم گوش کنند. در هیچ کجای دنیا موسیقی کلاسیک برای عامه‌ی مردم نیست. همیشه طیفِ محدودی به آن گوش می‌دهند و البته این مخاطبان بسیار هم مهم هستند. برای همین باید همیشه برای آنان کار کرد و آثارِ جدیدی را خلق کرد.

  • شما کار کدام یک از موزیسین‌های ایرانی را گوش داده‌اید؟

کارهای بی‌کلامِ زیادی گوش داده‌ام که خب نام تمام آهنگسازان آن را به یاد ندارم؛ چند وقت پیش یکی از خوانندگانِ شما با نام «علیرضا قربانی» در اسپانیا کنسرت داشت که من آن را دیدم و خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم، اما با تریوی ضربی «شمیرانی» از نزدیک آشنا هستم. این تریو کارهای بسیار هیجان‌انگیزی انجام می‌دهد و اصلا آشنایی با آنها سبب شد تا من «تنبک» بخرم و گاهی هم می‌نوازم. این تریو در فرانسه است؛ اما چند وقت پیش به «مایورکا» آمدند و اجرایی داشتند. البته من نتوانستم به کنسرت آنها بروم. نمی‌‌دانم چرا؟ (خنده) اما یکی از دوستانم سی‌دی آنها را به من هدیه داد که بسیار مسرور شدم.

  • یعنی شما حالا ضرب هم می‌نوازید؟

بله؛ اما سعی می‌‌کنم در کمال احترام این کار را انجام دهم. منظورم این است که خیلی محتاط عمل می‌کنم.

  • از این ساز در کارهای خودتان هم استفاده کردید؟

در یک سی‌دی از این ساز بهره گرفتم. البته به شیوه‌ی خودم این کار را انجام دادم؛ چون به اندازه‌ی کافی که با این ساز آشنایی ندارم و نمی‌دانم که چه استفاده‌هایی از آن می‌شود کرد. به هر حال من سال‌هاست که پرکاشن می‌نوازم و هر سازِ کوبه‌ای برایم هیجان‌انگیز است.

  • شما عود هم می‌نوازید؛ این ساز یکی از قدیمی‌ترین سازهای اصیل ایرانی است، فکر می‌کنید عود شما با ما چه مشابهت‌هایی دارد؟ هیچ با عود ایرانی آشنا هستید؟

متاسفانه عودِ شما را خیلی نمی‌شناسم؛ اما به هر حال این عود به عود ترکیه شباهت دارد.

  • درباره‌ی واژه‌ی نفس هم توضیح می‌دهید؟ چرا اسم گروه را «نفس» انتخاب کرده‌اید؟

در زندگی اولین کاری که انجام می‌دهیم تنفس کردن است و آخرین کار قبل از مرگ. من این نام را برای سی‌دی که به شکل انفرادی ساختم، انتخاب کردم و دوست داشتم که راهی که در آن رفته بودم را ادامه دهم و برای همین نام گروهمان را «نفس» گذاشتم.

  • درباره‌ی تجربه‌ی اجرا در ایران هم می‌گویید؟

اجرا در کشور شما یک تجربه‌ی فراموش نشدنی بود. یک اتفاق جادویی که اصلا فکرش را نمی‌کردم و تمام کسانی که با آنها آشنا شدیم، فوق‌العاده بودند.

علی جهاندار آنفولانزا گرفت، به جشنواره نرسید

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶

موسیقی ما- گروه «پرنیا» به سرپرستی «حسین پرنیا» شب گذشته در حالی روی صحنه رفت که «علی جهاندار» به علت سرماخوردگی شدید نتوانست گروه را به عنوان خواننده همراهی کند و گروه «پرنیا» به اجرای هم‌خوانی پرداخت. پرنیا همچنین قطعه‌ای لری اجرا کرد و درباره‌ی آن توضیح داد: «همانطور که از لهجه ساز پیداست؛ این نغمه برای لرستان است. ما در لرستان وقتی عزیزی را از دست می دهیم این قطعه را برایش می نوازیم و امشب نیز این قطعه را انتخاب کردیم تا با عزیزانی که در حادثه‌ی کشتی «سانچی» از میان ما رفته‌اند و همچنین بازماندگانِ آنان ابراز همدردی کنیم.»

«حسین پرنیا» درباره‌ی این ماجرا به مخاطبانش توضیح داد: « همانطور که می‌بینید، آقای «جهاندار» در این برنامه حضور ندارد، متاسفانه ایشان به دلیل آنفولانزای بسیار شدید امکان حضور در کنسرت را نداشتند و تلاش‌های پزشکان و انتظار ما حتی تا آخرین ساعت اجرا بی‌نتیجه ماند و این اتفاق باعث شد که با سختی برنامه را هدایت کنیم تا برنامه‌ی امشب لغو نشود.»