هادی قضات: لزوم یادگیری موسیقی، به شدت در بازیگران تئاتر احساس می‌شود

بیراهه دات نت

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷

موسیقی ما تئاتر موزیکال «الیور توئیست»، اجرای خود را از اول آذر در تالار وحدت آغاز کرده و قرار است دو ماه روی صحنه باشد. اثری که کارگردانش یعنی حسین پارسایی حدود سه سال است مشغول کار روی آن است و بازیگرانی چون آتیلا پسیانی، نوید محمدزاده، مهناز افشار، هوتن شکیبا و… در آن بازی می‌کنند.
اما بخش موسیقایی این نمایش که حدود شصت سال پیش توسط لیونل بارت ساخته شده و اصلاً اساس و پایه آن روی موسیقی بنا نهاده شده، به دست دو نفر از هنرمندان مهم این حوزه سپرده شده است؛ بردیا کیارس در مسند رهبر ارکستر و هادی قضات به عنوان سرپرست بخش آواز که کار بسیار سختی را هم در پیش داشته است. چراکه این روزها با وجود آمیختن تمام هنرها با یکدیگر، هنوز هنرمندانِ بخش نمایش با موسیقی آشنایی کافی ندارند و در این نمایش هم اولویت‌ها بیشتر روی انتخاب بازیگرها بوده تا خواننده؛ بازیگرانی که طی چند ماه گذشته آواز را تا حدودی توسط هادی قضات یاد گرفته‌اند.
قضات برای این تئاتر موزیکال از گروهش، یعنی «آنسامبل اپرای تهران» که سال ۱۳۹۰ آن را تشکیل داد، بهره برده و مخاطب عملاً شاهد بیش از ۱۵۰ بازیگر و نوازنده روی صحنه است.
با هادی قضات که فارغ‌التحصیل رشته اپرا از دانشگاه موسیقی و هنرهای زیبای شهر گراتس و آکادمی بین‌المللی اپرای سانتا چیچیلیا در شهر رم است و تاکنون اپرای «جانی اسکیکی»، نمایش موزیکال «اشکها و لبخندها» و… را در ایران روی صحنه برده و به عنوان سولیست هم در ارکستر سمفونیک تهران (به رهبری علی رهبری) حضور داشته، در روزهای منتهی به اجرا، گفت‌وگویی داشتیم و درباره بخش‌های مختلف آوازی «الیور توئیست» و توانایی بازیگران در خواندن صحبت کردیم.

****

  • * در این سال‌ها، به خصوص این اواخر بارها شاهد موسیقی-نمایش در پروژه‌های مختلف بوده‌ایم. خود شما هم در این زمینه فعال هستید و آخرین بار، تئاتر موزیکال «اشک‌ها و لبخندها» را حدوداً چهار سال پیش روی صحنه بردید. کمی درباره ویژگی‌های تئاتر موزیکال «الیور توئیست» صحبت کنیم. این هم در راستای همان پروژه است؟

من حساسیت زیادی روی بخش آوازی اجراهایی دارم که خودم شخصاً روی صحنه می‌برم. بازیگر باید خودش قطعات آوازی‌اش را حفظ و آنها را به صورت زنده اجرا کند. در واقع خواننده‌هایی که روی صحنه می‌خوانند، باید دوره‌های خوانندگی را گذرانده و با موسیقی آشنایی داشته باشند. اما در تئاتر موزیکال «الیور توئیست»، اکثر افرادی که روی صحنه بازی می‌کنند، خواننده نیستند و در واقع طی چند ماه گذشته، به کمک من آواز را یاد گرفته‌اند.

  • * با این حساب، کار مشکل‌تر هم می‌شود چون در این نمایش شعرها بر اساس ملودی سروده و ترجمه شده‌اند و موقع خواندن، رعایت هجاها و گنجاندن کلمات در آن قالب، برای کسی که با موسیقی آشنایی ندارد، کار دشوارتری خواهد بود.

بله کار بسیار سختی است. برای این‌که یک نفر بتواند روی صحنه بخواند، باید حداقل چهار سال تحصیلات آکادمیک داشته باشد.

  • * پروسه انتخاب بازیگر-خواننده‌ها چطور پیش رفت؟ شما هم در گزینش آنها نقشی داشتید؟

حسین پارسایی (کارگردان) اولویت‌ها را روی بازیگران گذاشته بود. اما به من اعتماد کرد و گفت مطمئنم کاری خواهی کرد که آنها بتوانند روی صحنه بخوانند. من از اعتماد او بسیار سپاسگذارم اما از طرفی برقراری ارتباط موزیکال با این بازیگران، برای من کمی دشوار بود. این ارتباط برای رهبر ارکستر یعنی بردیا کیارس هم سخت بود چون تمام افرادی که روی صحنه هستند، باید بتوانند همزمان با اشاره دست رهبر شروع به خواندن کنند اما به دلیل نداشتن سواد آکادمیک در موسیقی، طبیعتاً در این زمینه ضعف داشتند.

  • * الان تمام هنرها چند وجهی شده‌اند اما یکی از معظلات ما این است که هنوز تئاتری‌ها با موسیقی آشنایی ندارند.

بله متأسفانه. لزوم یاد گرفتن موسیقی (به خصوص آواز) در بازیگرهای نمایش احساس می‌شود و ما از طریق این قبیل موسیقی-نمایش‌ها می‌توانیم کم‌کم موسیقی را به دل تئاتر بیاوریم.

  • * در کل از نتیجه کار راضی هستید؟

به نظر من بازیگرها می‌توانستند خیلی بهتر و دقیق‌تر باشند تا بردیا کیارس هم با مشکلات کمتری رو به رو شود. باید در تمرین‌ها کمی دقیق‌تر پیش می‌رفتیم. البته صرفاً با موسیقی مواجه نیستیم و نمایش هم در کنار آن جریان دارد که همین موضوع باعث شد در تمرین‌ها تداخل پیش بیاید. متأسفانه در تمرین‌ها، نمایش و موسیقی از هم دور بودند و نتوانستیم همزمان با هم تمرین کنیم. اما روزهای آخر جبران شد و توانستیم با هم در یک سالن تمرین کنیم.

  • * با توجه به خلا دانش موسیقی در بازیگرهای نمایش، به این فکر نمی‌کنید که برای تئاتری‌ها کلاس‌هایی برگزار کنید تا حداقل در آینده کمتر به مشکل بخورید؟

من خواننده‌های خودم را دارم و اگر بخواهم کاری روی صحنه ببرم، از کسانی که دوره‌های آوازی را گذارنده‌اند استفاده می‌کنم. به هر حال به تنهایی نمی‌توانم برای این همه بازیگر در تهران (که خوشبختانه سال به سال هم بیشتر می‌شوند) کاری انجام دهم و همین‌که بتوانم کلاس‌های خودم را به خوبی مدیریت کنم و با آنها پروژه‌های مختلفی را روی صحنه ببرم، شاهکار کرده‌ام.
اما به بچه‌های نمایش پیشنهاد می‌کنم که آواز را به صورت جدی پیگیری کنند و با انتخاب یک ساز، به صورت آکادمیک پیش بروند. چون با روندی که در تلاقی موسیقی و نمایش شکل گرفته، کارگردان‌ها در پروژه‌های بعدی از بازیگران می‌خواهند که آواز هم بخوانند.

  • * این روزها بیشترِ موسیقی نمایش‌ها، در نهایت یک کُلاژ است و با نبودن موسیقی در آنها، اتفاق خاصی نمی‌افتد. آیا اهمیت موسیقی «الیور توئیست» که سال ۱۹۶۰ توسط لیونل بارت آهنگسازی شده، به حدی هست که وقتی مخاطب آن را می‌بیند، با خودش فکر کند بدون موسیقی چیزی کم داشت؟

این موسیقی مخصوص اجرای صحنه‌ای آهنگسازی شده و اصلاً پایه این نمایش، موسیقی است. من هم به خاطر همین تعجب کردم که چرا برای آن از خواننده‌های حرفه‌ای دعوت نشده است. ستون اصلی این کار موسیقی است و در کنارش نمایش هم جریان دارد. این قطعات به قدری غنی و زیبا هستند که حتی می‌توان آن را مثل خیلی از پروژه‌های دیگر، به صورت کنسرتی اجرا کرد. در نهایت اگر موسیقی را از این کار حذف کنیم، دیگر چیزی از آن باقی نمی‌ماند و تبدیل به یک نمایش‌نامه معمولی می‌شود که به آن تئاتر می‌گویند، نه تئاتر موزیکال.

  • * با این حساب می‌توان گفت انتخاب این بازیگرها (فارغ از توانایی آنها در بازی) با توجه به بخش بیزینسی آن بوده؟

نه، به هر حال کارگردان این کار از حوزه تئاتر می‌آید و احتمالاً فکر نمی‌کرده که دانش موسیقی تا این حد برای این اثر لازم باشد. اما با توجه به تجربیاتی که در این نمایش کسب کردند، خوشبختانه متوجه این موضوع شدند و مطمئناً برای کارهای بعد، برنامه‌ریزی‌های دقیق‌تری خواهند داشت.

  • * شما علاوه بر سرپرستی گروه آواز، در بخش‌هایی از این نمایش هم می‌خوانید که تنها قطعه‌ای است که به زبان اصلی اجرا می‌شود.

بله که البته کار بسیار سنگین و مهمی است. خواندن به زبان اصلی هم تصمیم کارگردان بود و البته خودم هم به این کار اصرار داشتم؛ چراکه فضای متفاوتی نسبت به کل اثر دارد. به این ترتیب می‌تواند ادای دینی هم به آهنگساز باشد و در ضمن اشاره‌ای به مبدأ این اثر داشته باشیم.
موضوع دیگری که دوست دارم به آن اشاره کنم این است که چند روز پیش «دیمیتری خوروستوفسکی»، یکی از خواننده‌های مهم روسی، در لندن فوت کرد که من این قطعه را به روح بزرگ او تقدیم می‌کنم.

  • * برای انتهای گفت‌وگو، از پروژه‌های آینده «آنسامبل اپرای تهران» بگویید؟

در نظر دارم دو اثر روی صحنه ببرم که یکی اجرای مجدد «اشک‌ها و لبخندها» خواهد بود و احتمالاً بهار سال آینده اجرا می‌شود و دیگری کار بزرگی به نام «بینوایان» است که دو سالی می‌شود مشغول تمرین آن هستیم و احتمالاً آن را بعد از «اشک‌ها و لبخندها» روی صحنه می‌برم.

به این پست امتیاز دهید.
278 مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : ۰ - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

20 − 19 =