بایگانی‌ها اخبار موسیقی | صفحه 3 از 182 | دانلود آهنگ جدید

بیراهه دات نت

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷

سیامک عباسی: اگر دنبال بیزنس بودم سراغ تئاتر نمی‌رفتم

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : پنج شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷

موسیقی ما – «سیامک عباسی» این روزها فعالیت‌های متفاوتی را در عرصه هنر آغاز کرده است. او که در سال‌های اخیر با خوانندگی به شهرت رسیده قرار است تهیه‌کنندگی تئاتر را هم تجربه کند. اولین تجربه عباسی در این عرصه در قالب پروژه‌ای به نام «خروج ممنوع» به کارگردانی «گیتی قاسمی» رقم می‌خورد و به زودی روی صحنه می‌رود. انتشار خبر تهیه‌کنندگی سیامک عباسی در رسانه‌ها با واکنش‌های گوناگونی همراه شد و به همین بهانه با او دقایقی را گپ زدیم. البته فعالیت تهیه‌کنندگی او صرفاً به تئاتر خلاصه نمی‌شود و در زمینه تهیه‌کنندگی موسیقی هم به زودی حضور پررنگی خواهد داشت و خواننده‌های شرکت خودش را معرفی می‌کند.

  • *اول برای ما بگو که چه شد سراغ تهیه‌کنندگی تئاتر رفتی؟

من دانشجوی مقطع دکترای ادبیات فارسی هستم. به همین دلیل همیشه به مطالعه متون ادبی و نمایشنامه‌ها علاقه‌ داشتم و از همین رو طبیعتاً به تئاتر و همچنین سینما هم علاقه داشتم. حتی وقتی بعد از ۷ سال ممنوع‌الکاری اولین کنسرتم را برگزار کردم، به جای تغیر وضعیت زندگی ام یا خرید ماشین بهتر، ترجیح دادم تجهیزات سینمایی مثل دوربین و لنز و تجهیزات نور و صدا تهیه کنم تا بتوانم زودتر به اهدافم دست پیدا کنم. پیش از این هم چند فیلم کوتاه کارگردانی و تهیه کرده بودم تا اینکه موقعیتی پیش آمد که بتوانم در حوزه‌ تئاتر هم تجربه کسب کنم.

  • * پس با این حساب قرار نیست حضورت در تئاتر در حد یک تجربه باقی بماند. می‌خواهی فعالیت درسینما و تئاتر را ادامه دهی؟

ما یک شرکت چندمنظوره داریم که در زمینه تهیه، تولید، انتشار موسیقی، برگزاری کنسرت، فیلمسازی و نمایش فعالیت می‌کنیم. این چند فیلم کوتاهی که ساختیم هم تولید همین شرکت است. اما در حوزه تئاتر نمایش «خروج ممنوع» اولین پروژه‌ای است که در دست اجرا داریم.

  • *همکاری با گیتی قاسمی از کجا شکل گرفت؟

خانم قاسمی یکی از بازیگران توانا و کاربلد تئاتر هستند. من هم از آنجایی که به شدت علاقه‌مند تئاتر هستم، همیشه بازی‌های ایشان را دنبال می‌کردم. ایشان هم آثار موسیقایی من را دوست داشتند و دورادور با هم در ارتباط بودیم. ایشان از علاقه من به تئاتر باخبر بودند و همچنین در جریان بودند که یک شرکت داریم و کار تهیه‌‌کنندگی انجام می‌دهیم. یک روز تماس گرفتند و گفتند که می‌خواهم اولین تجربه کارگردانی خودم را روی صحنه ببرم و من هم استقبال کردم. پس از جلسه‌ای که داشتیم دیدیم این همکاری قابل انجام است.

  • *جنبه اقتصادی تئاتر هم برایت مهم بود؟

اگر دنبال بیزنس بودم سراغ تئاتر نمی‌رفتم چون این هنر، توان مالی شگرفی ندارد و نسبت درآمد و هزینه‌هایش به شکلی است که سود چندانی ندارد. در ابتدا می‌خواهم به دوستانم کمک کنم که پروژه مدنظرشان را روی صحنه ببرند. البته که تئاتر همیشه علاقه شخصی من بوده است و خودم هم دوست داشتم که در این حوزه فعالیت داشته باشم. ضمن اینکه دلم می‌خواهد مخاطبانی که در موسیقی دارم را به فضای تئاتر نیز دعوت و می‌خواهم در حد توان خودم تئاتر را به آن‌ها معرفی کنم. البته که طی سال‌های اخیر شرایط تئاتر بهتر شده است ولی نه آنقدر که کنسرت‌ها و سینماها مورد استقبال قرار می‌گیرند.

  • *با وجود اشاره به این نکات اما در حال حاضر تئاترهای زیادی در سال روی صحنه می‌رود که گردش مالی و بعد اقتصادی آنها دست کمی از پروژه‌های سینمایی ندارد.

با تئاترهایی که تبلیغات گسترده و اسپانسرهای پرطمطراق دارند مخالف نیستم اما به نظر می‌رسد بعد اقتصادی آن‌ها پررنگ‌تر از بعد هنری‌شان است. کار ما هم جزئی از خانواده اصلی تئاتر است، اما علاوه بر اینکه سرگرم‌کننده است به لحاظ هنری هم غنی و ارزشمند است.

  • *در حوزه‌های دیگر هنر هم که بحث تهیه‌کنندگی را دنبال کنی باز هم بیشتر دنبال بُعد هنری پروژه‌ها هستی؟

نمی‌توانم درباره پروژه‌هایی که هنوز پیش نیامده‌اند صحبت کنم اما طبیعاً من طرز فکری دارم که در هر زمینه‌ای که فعالیت داشته باشم جریان خواهد داشت.

  • *ورودت به عرصه تهیه کنندگی در این سن و سال و با توجه به اینکه خودت هنوز در بازار موسیقی فعال هستی جالب است. چون ما عادت کرده ایم معمولاً هنرمندانی که سن زیادی دارند یا پیشکسوت هستند را در چنین جایگاهی ببینیم.

درباره تئاتر خیلی دقیق نمی‌توانم نظر بدهم چون اولین کار من است و تهیه‌کننده‌های آن عرصه را خیلی نمی‌شناسم. اما دورادور می‌دانم که تعداد تهیه‌کننده‌های جوان و موفق در تئاتر، کم نیست. در مورد فعالیتم در زمینه تهیه‌کنندگی موسیقی باید بگویم که اکثر تهیه‌کننده‌های حوزه موسیقی صرفاً برگزارکننده و مجری هستند و کسی که خودش موزیسین باشد و به عرصه تولید موسیقی هم ورود کند، خیلی کم است. من به این دلیل نیامدم که این خلاء را پر کنم چون اساساً اصلاح چنین موضوعی فراتر از توان من است. اما از آن‌جایی که پیش از خوانندگی‌ام، خودم برای خوانندگان زیادی کار تولید انجام می‌دادم، با مقوله و فرآیند تولید آشنا بودم و می‌دیدم که چه آسیب‌ها و مشکلاتی دارد و چگونه می‌توان این مسائل را برطرف کرد. به این نتیجه رسیدم که اگر قرار باشد تهیه‌کنندگی به شکل عملی و کاربردی پیش برود باید توسط اشخاصی انجام شود که با علم موسیقی آشنا باشند. این درست نیست که یک خواننده خودش را با سختی و مشقت به نقطه شهرت برساند و درست در همان نقطه یک تهیه کننده بیاید بگوید سلام، از اینجا به بعد کار خودت را به من بسپار تا صرفاً برایت اجرا کنم! اگر شما تهیه‌کننده هستید باید از روز اول کنار خواننده حضور پیدا می‌کردید و تمامی سختی‌های راه را هم برای او آسان می‌کردید. تهیه‌کننده کسی است که از ابتدا استعدادیابی می‌کند، مدیریت هنری می‌کند، فرآیند تولید را پیش می‌برد، استراتژی تبلیغاتی تعریف می‌کند و به شهرت رسیدن را برای خواننده آسان می‌کند

. طبیعتاً زمانی هم که خواننده به قله‌ موفقیت برسد، تهیه‌کننده می‌تواند کارهای اجرایی او را انجام دهد و سود کند که در این صورت حقش است. اما الان اکثر تهیه‌کننده‌های ما کنار می‌ایستند و مارکت را رصد می‌کنند و به محض موفقیت کسی او را با تور، شکار می‌کنند! هرچند که در سال‌های اخیر شاهد ستاره‌سازی برخی تهیه کننده‌ها بودیم، اما این حرکت هم به منظور برطرف کردن مشکلات هنرمندان نبوده است. بلکه ستاره‌سازی اخیر بیشتر به این دلیل است که خوانندگان جوان دستمزد کم‌تری نسبت به دستمزد‌های سنگین خوانندگان معروف دارند. من فکر می‌کنم در حال حاضر در حوزه تئاتر، تهیه‌کننده‌های جوان و خوش‌فکری داریم که از کارهای خلاقانه حمایت می‌کنند. تئاتر امروز ما خیلی جوان است و اغلب چهره‌ها از نسل‌های جدید هستند و دیگر پیشکسوت‌ها را کمتر می‌بینیم که کار روی صحنه ببرند. مگر کارهایی که خیلی فخیم و کلاسیک هستند.

غمگین‌ترین ترانه‌‌های جهان را سروده‌ام

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : پنج شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷


[ حسن علیشیری – ترانه‌سرا ]
بگذارید همین ابتدا تکلیفم را با این یادداشت روشن کنم. آن‌چه خواهید خوانید نکاتی درباره‌ی آلبوم تازه منتشرشده‌ی ترانه‌سرا و -حالا دیگر- خواننده‌ی خوب هم‌روزگار، روزبه بمانی است و نه آن‌چنان که ممکن است انتظار برود، نقدی بر ترانه‌های این آلبوم. چرا که مهم‌ترین پیش‌نیاز نقد یک اثر را کنار گذاشتن عقده‌ها و دشمنی‌ها و علقه‌ها و علاقه‌ها می‌دانم و در این مورد به‌خصوص نمی‌توانم علاقه‌ام به این دوست قدیمی را کنار بگذارم و بی‌طرفانه فقط درباره‌ی اثرش بنویسم، به همین دلیلِ ساده، در قالب چند نکته، به نوشتنِ آن‌چه در پیوند با «کجا باید برم» به نظرم می‌رسد اکتفا می‌کنم و نقدِ موشکافانه‌ و ترانه‌ به ترانه‌ی این آلبوم را به زمانی مناسب‌تر، یا منتقدی بی‌طرف، می‌سپارم.

۱.
این آلبوم می‌توانست خیلی پیش‌تر از این‌ها منتشر شود، اگر برخی تنگ‌نظری‌ها راه را بر انتشار صدا و نام روزبه بمانی نمی‌بست، همان‌گونه که همین محدودیت‌ها باعث شده نام علی‌رضا افکاری، آهنگساز این آلبوم در شناسنامه‌ی آثار منتشر نشود و تعدادی از ترانه‌سرایان خوب این سرزمین را هم‌چنان پشت سد انتشار قرار داده. به نظر می‌رسد طراحی کلی فضای موسیقایی این آلبوم مدت‌ها پیش و در فضای آثار درخشان تیم بمانی-افکاری با بزرگان موسیقی پاپ شکل گرفته و اگر انتشارش تا این حد عقب نمی‌افتاد می‌توانست اتفاق‌های بزرگتری از آن‌چه امروز رخ داده را رقم بزند و روزبه بمانی را خیلی پیش از این‌ها در ردیف خوانندگان برتر موسیقی پاپ ما قرار دهد. آن‌وقت می‌شد از او انتظار داشت چه در سرایش ترانه برای خودش و چه اجرا، خاص‌پسندتر و متفاوت‌تر عمل کند؛ آن‌چنان که در همکاری او با گروه دارکوب و قطعه‌ی «خون‌بس» دیده و شنیده‌ایم.

مسعود مقتدر: می‌خواستم بگویم ما آدم آهنی نیستیم

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : سه شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۷

موسیقی ما – قدر این ۵۹ ثانیه طلایی را بدانید؛ ویدئوی معروف این روزها را می‌گوییم. دابسمش جوان مراغه‌ای در لباس مدافع حرم با صدای بهنام بانی. به ظاهر، ویدئویی معمولی و ساده است اما گفتمانی که این ویدئو به ترویجش برخاسته، آن‌قدر در سپهر افکار عمومی این روزهای ایران مهم و حساس است که باید برایش تیتر زد ۵۹ ثانیه طلایی با بهنام بانی و جوان مدافع حرم. چهار جوان مدافع حرم نشسته‌اند بیرون چادر در منطقه‌ای نامشخص که در نگاه اول، منطقه‌ای عملیاتی در سوریه به نظر می‌رسد، آهنگ «اخماتو واکن» بهنام بانی را پخش کرده‌اند و با آن لب می‌زنند و شوخی می‌کنند. ویدئو، با همه کوتاهی و با همه سادگی‌اش آن‌قدر روح زندگی را به تن خسته جنگ دمیده که می‌تواند تا سال‌ها به عنوان یکی از نشانگان حضور توامان نت و باروت کنار جنگ معنا شود. این سه چهار جوان و در رأسشان مسعود مقتدر، جوان ۲۳ ساله مراغه‌ای در این دو سه روز و با این ویدئو بسادگی توانسته‌اند چهره این جوانان را با شمایل تازه‌ای به همه معرفی کنند. خودش حالا که با جام‌جم به گفت‌وگو نشسته می‌گوید می‌خواست همه را متوجه این بکند که مدافعان حرم، خشونت می‌بینند اما آدم آهنی نیستند. آنها هم ممکن است دل بدهند به یک موسیقی ساده و صمیمی و عاشقانه و شاد و البته حلال که بهنام بانی آن را خوانده باشد. اما، این، همه پیغامی نیست که ویدئوی دابسمش مسعود مقتدر در این چند روز مخابره کرده. او را از راه اینستاگرامش پیدا کردیم و پای حرف‌هایش نشستیم. اگر می‌خواهید چهره متفاوت از یک مدافع حرم دهه هفتادی را با همه صورت‌هایی که به یک جوان هم‌سن و سال او معنا می‌دهد در ذهن‌تان ترسیم کنید، این گفت‌وگو را از دست ندهید.

  • *ماجرای ویدئوی دابسمش بهنام بانی چه بود؟

یک ۵۹ ثانیه طلایی
سر ساختمان است که جواب می‌دهد. کارگر ساختمان است؛ اسکلت‌بندی و جوشکاری می‌کند و برای نصاب‌های آسانسور هم کار می‌کند. لهجه شیرین آذری‌اش صمیمی‌ترش می‌کند. هنوز ۲۴سالش نشده. دیپلم تجربی را گرفته و رفته خدمت. از نوجوانی عضو بسیج بوده و ورزش رزمی کار می‌کرده و همین‌ها و باورهای شخصی‌اش کاری کرده تا سر از سوریه و جبهه مقاومت دربیاورد. می‌گوید کمک‌مربی نینجوتسو هم هست چون مربی‌شان نمی‌رسد به همه استان سرکشی کند و مجبور است گاهی جای او را در شهر پر کند. اما حالا یک ویدئو او باعث شده دنبال‌کننده‌های اینستاگرامش هر لحظه اضافه شوند؛ ویدئویی که تا حالا در صفحه خودش که صفحه هنوز خلوتی است، هفده‌هزاربار دیده شده.

  • *وقتی این ویدئو را پر میکردید، میدانستید اینقدر دیده میشود؟ ما فکر میکنیم میدانستید ویدئویی که در آن مدافع حرم در حال خواندن قطعهای عاشقانه و شاد از بهنام بانی دیده شود، میترکاند…

نه واقعا، فکرش را نمی‌کردم. غافلگیر شدم. اما می‌دانستم اگر دیده شود می‌تواند این تصور اشتباه را که ما بسیجی‌ها آدم‌های دگم و خشک و خشنی هستیم کمی عوض کند. می‌خواستم بگویم ما جزو مردمیم، آدم آهنی نیستیم.

  • *اما حالا به نظر میرسد با آگاهی از این کارکرد، این کار را دارید تکرار میکنید؛ حالا ویدئویی مشابه در صفحه اینستاگرامتان منتشر کردهاید این بار با صدای احسان خواجهامیری.

کامنت‌های زیر این پست‌ها را ببینید که بیشتر کسانی نوشته‌اند که با باور من مخالفند اما چقدر خوب است که شما مثل ما هستید.

  • *دیگر همرزمهای شما هم از این کارها میکنند؟

نه. آنها می‌گویند محدودیت‌های حفاظتی دستمان را می‌بندد. ولی من نه جای نظامی خاصی را با این ویدئو لو داده‌ام نه آرم ارگان خاصی را. این فیلم جنبه امنیتی و حفاظتی ندارد.

  • *اما یکی از دنبالکنندههایتان نوشته بود حفاظتیها حتما حالتان را میگیرند…

[می‌خندد.] تا حالا که تماس نگرفته‌اند.

  • *ویدئو را کجا ضبط کردید؟

ویدئو خلاف آنچه نوشته‌اند در سوریه نیست، ایران است. در تمرینات آمادگی برای رفتن به سوریه. این ویدئو را گرفتیم که اگر شهید شدیم خاطره شود و خانواده و دوستان ما را ببینند و خوش باشند. خیلی از این ویدئوها گرفته‌ایم.

  • *راستی این ویدئو که دستبهدست میشد؛ جاهایی نوشتند که ویدئوی شهید مدافع حرم را ببینید. شایعه شد که شهید شدهاید؟

بله. البته هر جا دیدم کامنت گذاشتم که توفیق نداشتیم هنوز.

ویدیوی مراسم عقدشان بر سر مزار شهدای گمنام هم یکی از ویدیوهای پربازدید اینستاگرام مسعود مقتدر است. اما ماجرای عشق و عاشقی‌شان هم جذاب است؛ کاملا تئاتری و دراماتیک.