دانلود آهنگ جدید | صفحه 217 از 377 | دانلود موزیک

بیراهه دات نت

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۸

نادر مشایخی: آموزش موسیقی در ایران فاجعه است

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۶

موسیقی ما- روزگار است دیگر. بالا دارد، پایین دارد. سختی و آسانی دارد. گاهی مصیبت کرور کرور آوار می‌شود. هواپیما سقوط می‌کند. کشتی غرق می‌شود. زلزله می‌آید. گاهی دلِ آدم درد می‌گیرد از این همه غصه. اما مگر نه اینکه «چنان» نماند، پس «چنین» نیز نخواهد ماند؟ به‌خصوص آنکه این روزها اسفند است و یک «پنج‌شنبه‌»ی بزرگ و نویدِ روزهای بهاری. قرار بود با «نادر مشایخی» درباره‌ی فعالیت‌های جدیدش و به خصوص کنسرواتوار «جان کیج» بپرسیم؛ اما به حیاطِ کنسرواتوار که رفتیم، دیدیم آرام و فارغ از هیاهوی دنیا نشسته است به گپ زدن با دانشجویانش و قهوه‌اش را می‌نوشد، برای همین از جای دیگری گفت‌وگو را آغاز کردیم و از راه‌های او برای حالِ خوب شنیدیم:

  • بهانه‌ی گفت‌وگوی ما چیزِ‌ دیگری است؛ اما اگر اجازه دهید می‌خواستم بحث را از جای دیگری شروع کنم. به نظر می‌رسد این روزها یک افسردگی جمعی در جامعه‌ی ما احساس می‌شود. انگار حال همه بد است؟ به نظر شما چرا؟

من هم نمی‌دانم چرا؛ فقط می‌توانم به حرف نویسنده‌ای فکر ‌کنم که خوشبختی و بدبختی را تعریف می‌کند، او می‌گوید آدمی خوشبخت است که تصاویر و تخلیاتی که دارد، برایش دست یافتنی باشد و آدمی بدبخت است که آرزوها برایش دست‌یافتنی نباشد. ماجرا به همین سادگی است. ما همه حالمان بد است؛ چون خواسته‌هایی داریم که نمی‌توانیم برآورده‌اش کنیم. مثلاً اگر من آرزو کنم ای کاش بتوانم در کره‌ی مریخ زندگی ‌کنم، همیشه تا آخر عمر بدبخت می‌مانم. ما باید امکانات خودمان را ببینیم و یادمان باشد همه‌مان امکانات زیادی داریم که می‌توانیم با همان‌ها هم خوشحال و خوشبخت باشیم یا لااقل افسرده نباشیم.

  • مساله همین‌جاست. همه‌ی ما امکاناتِ زیادی داریم؟‌

همه‌مان داریم. مگر امکانات را فقط می‌شود با پول به دست آورد؟ ببینید حتماً نباید به تعاریفی که در رسانه‌ها و تلویزیون مطرح می‌شود، توجه کرد. به نظر من این رسانه‌ها وقت تلف کردن است. من اصلا تلویزیون ندارم و خیالم راحت است. نمی‌گویم تلویزیون یا نفس اطلاع‌رسانی بد است؛ اما همه‌ی آنها به دنبالِ ایجاد یک ساده‌لوحی جمعی هستند. می‌خواهند همه چیز را ساده ‌کنند، در حالی که زندگی با فرمولی که آنها می‌گویند ساده نمی‌شود. اتفاقا آنها همه چیز را سخت می‌کنند. یک شکلی از زندگی ارایه می‌دهند که قالب و بسته‌بندی خودشان است. آدم‌ها آن الگو را می‌گیرند و فکر می‌کنند چون شبیه آن نیستند، پس آدم‌های بدبختی هستند.

  • راهی هم برای این مساله به ذهنتان می‌رسد؟

بله راهی ساده – که‌ اتفاقا این بار واقعا ساده است- و خودم همیشه بر اساسِ آن زندگی‌ام را گذرانده‌ام و خوش هم گذشته است.

  • آن راه چیست؟

اینکه با همون امکاناتی که داریم، ببینیم چکار می‌شود کرد و راهی برای ایجاد امید باز کنیم.

  • «امید» همیشه سحرآمیز است.

هست؛ اما بگویم من خودم احتیاجِ چندانی به امید ندارم؛ یعنی خودم را فریب نمی‌دهم. تصمیم می‌گیرم و کاری می‌کنم شد شد؛ نشد هم نشد دیگر. کارِ دیگری می‌کنم. راهِ دیگری می‌روم. تعجب می‌کنید اگر بگویم حیوانِ موردِ‌علاقه‌ی من «کرم خاکی» است؟

  • کرم خاکی؟‌

بله؛ به خاطر اینکه راهش را می‌رود و اگر به تخته سنگی برخورد کند، متوقف نمی‌شود. راهش را عوض می‌کند. خب اگر بیشتر تعجب می‌کنید، بگوید که گیاهِ مورد علاقه‌ام هم «علف هرز» است.

  • آقای مشایخی حتما شوخی می‌کنید؟

نه اصلا. این گیاه همه‌جا رشد می‌کند. در هر آب و هوایی. میانِ سنگ‌ها هم رشد می‌کند. این یعنی اینکه باید یاد بگیری با هر امکاناتی کار کنی آن وقت می‌توانی پیشرفت کنی، ما در کشوری هستیم با امکاناتِ به مراتب بیشتر از اروپا.

  • من با شنیدنِ حرف‌های شما مدام گیج می‌شوم. نمی‌توانم این اندازه امیدوار باشم، وقتی می‌بینم ما همه نسبت به همه نامهربان هستیم.

من فکر می‌کنم این یک مسئله مقطعی است و ایرانی‌ها اینطور نیستند؛ فقط ما این روزها گرفتار هستیم. مشکل مالی داریم. دوروبرمان شلوغ است. ایرانی‌ها مردمانی بسیار بافرهنگ هستند و فرهنگ یک سپر است.

  • هنوز هم این طور است؟‌

بله. اصلا نمی‌فهمم شما چرا این همه ناامید هستید؟ من یک پیشنهاد برای شما دارم. با آدم‌های خیلی‌جوان و آدم‌های خیلی پیر معاشرت کنید. از دید آنها به زندگی نگاه کنید. راحت می‌شوید؛ آن‌وقت می‌فهمید که این همه هیاهو، برای هیچ و پوچ است. بعد هم حواستان باشد که افسارِ آرزوهایتان را به سرمایه‌دارها ندهید. وقتی فلان ماشین را می‌خواهید و نمی‌توانید بخرید، فلان خانه در بهمان جا را حالتان بد می‌شود. زیبایی همه جا هست؛ به جای اینکه دنبالِ زیبایی در یک هتل لوکس بگردید، در خانه‌ی خودتان پیدایش کنید.

  • من اما از پورشه و ویلا حرف نمی‌زنم. وقتی «سانچی» رخ می‌دهد یا هواپیما سقوط می‌کند یا پلاسکو به آن شکل در می‌آید، وقتی زلزله می‌شود. اینها همه در رفتار و کارِ ما آدم‌ها تأثیر دارد؛ این را چکار کنیم؟

بله بله متوجهم؛ اما من می‌توانم بگویم خودم را در قطعیتت نمی‌اندازم. همه‌ی این اتفاقات هست. همیشه هم بوده است. از این به بعد هم خواهد بود. چه خوب که نباشد. حالا کاری ندارم که خیلی از این اتفاقات می‌توانست رخ ندهد و متاسفانه می‌دهد؛ اما بیبنید نمی‌شود که فقط به این چیزها فکر کرد و زندگی را رها کرد. اگر قرار است زلزله بیاید حتماً می‌آید؛ پس چرا این‌قدر به آن فکر کنم. اگر بخواهیم تنها به مرگ فکر کنیم، پس زندگی چه می‌شود؟

  • این همه مثبت‌اندیشی شما از کجا می‌آید؟ این حال خوب شما از کجاست؟

نمی‌دانم؛ شاید چون می‌دانم راهی ندارم جز اینکه خوب باشم (خنده). من قضایا را ساده و مثبت ببینیم. مجوریم که این‌طور فکر کنیم. شما هم امتحانش کنید، ضرر نمی‌کنید. بعد هم یک چیزِ دیگر. صبح‌ها که از خواب بیدار می‌شوید، لطفا یک ساعت فقط بنشینید و فکر کنید. صبح‌ها که آدم از خواب بیدار می‌شود، طبیعت بدنش تازه است؛ آن موقع می‌توانیم بهترین تصمیم را بگیریم.

  • در این میان موسیقی چه نقشی می‌تواند داشته باشد؟

موسیقی در رابطه با دریافت از اطراف نقش زیادی دارد. موسیقی شما را به یک فضای روحی می‌برد تا مسائل را جور دیگری ببینید، یادم رفت بگویم که موسیقی هم زیاد گوش کنید.

  • شما به عنوان یک آهنگساز چه رسالت اجتماعی‌ای برای خودتان در نظر دارید؟‌

راستش را بخواهید؛ من اصلاً به رسالت اجتماعی فکر نمی‌کنم؛ فقط به این فکر می‌کنم خودم آدم خوبی باشم، آن‌وقت دنیا هم خوب می‌شود. هر کس با خودش این فکر را بکند همه چیز درست می‌شود.

  • اگر بخواهید اثری در مورد فضایی که امروز در آن به سر می‌برید، بنویسید اثر شما چه شکلی می‌شود؟

نمی‌دانم، یک آهنگساز نباید به اینها فکر کند، او باید با این مردم و در همین جامعه زندگی کند، آن‌وقت اثرش خواه‌ناخواه بازتابی از جامعه‌اش می‌شود.

  • خب برسیم به کارهایتان. از «اینتر ارکستر»‌چه خبر؟

دوازدهم اسفند وسط یک مرکز تجاری کنسرت می‌دهیم. نوازنده‌ها در گوشه و کنارِ این مرکز حضور دارند.

  • و آن وقت شما چگونه رهبری می‌کنید؟

خب رهبری شیوه‌های مختلفی دارد. حداقل سه‌ استایلِ‌ مختلف رهبری وجود دارد. دوستان باید بدانند رهبری فقط دست تکان دادن و ژست گرفتن نیست.

  • شما به تازگی در کنسراوتوار «جان کیج» نیز مشغول فعالیت هستید. هدف این کنسرواتوار چیست؟

ما می‌خواهیم موسیقی را به شیوه‌ای درست آموزش دهیم. آموزش موسیقی در ایران در یک کلمه تعریف می‌شود: «فاجعه» آخر این چه آموزشی است که بعد از این همه سال، هیچ خروجی‌ای نداشته است؟ ما در ایران به هنرجویان موسیقی آموزش نمی‌دهیم، تنها وقتِ آنان را تلف می‌‌کنیم. حالا ما می‌خواهیم آن فقدان را پر کنیم، فقدان یادگیری و فقدان اینکه موسیقی یاد بگیریم نه اینکه کتاب و جزوه‌های به‌دردنخور را بخوانیم. اصلا به من چه ربطی دارد که فلان آهنگساز کی به دنیا آمده وچه زمانی مرده است؟ من باید چیزی یاد بگیرم که کاربردی باشد و بتوانم از طریق آن عمل کنم. تاریخ مصرف این چرت و پرت‌هایی که این روزها در ایران درس داده می‌شود، گذشته و گندیده و کپک زده است.

  • شما تصویر وحشتناکی از آموزش موسیقی ارایه می‌دهید.

خب هست. شما دارید از پانصد سال قبل با جوانی حرف می‌زنید که دنیایش به سرعت در حالِ رشد است. اینجا کتاب‌های صد سال پیش تدریس می‌شود؛ در حالی که اصلا نگاه به هارمونی و موسیقی و نوازندگی به طور کلی تغییر کرده است. حالا ما می‌خواهیم در این کنسرواتوار، موسیقی را به شکلی درست و پایه‌ای تدریس کنیم. به خصوص اینکه آموزش ما از طریقِ دیجیتال پیش می‌رود.

مهدی کاظمی: من فکر می‌کنم این شیوه‌ی آموزش می‌تواند پاسخ درستی به آن چیزی باشد که آقای مشایخی درباره‌ی آن صحبت می‌کنند، به‌خصوص اینکه ایشان سابقه‌ی ۳۵ سال فعالیت در حوزه‌ی موسیقی را دارند و این تجربه باید به دیگران منتقل شود. ما فکر کردیم، چرا یک هنرجوی ایرانی، آرزو دارد بعد از اتمام تحصیلاتش در ایران به اروپا برود؟ چرا نباید آن شیوه‌ی تدریس را در همین ایران به اجرا درآورد؟ به‌خصوص اینکه ما در کشور خوادمان استادانِ بزرگی چون آقای مشایخی را داریم که با بزرگ‌ترین اساتید موسیقی در خارج از ایران برابری می‌‌کنند. البته ما شیوه‌های نوینی را نیز در نظر گرفته‌ایم و برای مثال تمام اطلاعات دیجیتالی که در ایران هنوز برنامه‌نویسی نشده را برنامه‌نویسی کرده‌ایم.

417 مشاهده

فستیوال«موسیقی الکترونیک تهران» سرانجام برگزارمی‌شود

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۶

موسیقی ما – در حالی که قرار بود نخستین فستیوال موسیقی الکترونیک تهران از شنبه ۱۲ اسفندماه در پردیس چارسو آغاز شود، برخی حواشی و حذف نام ۴ شرکت کننده در این فستیوال باعث شد این فستوال با چند روز تاخیر و با یک برنامه و کنداکتور جدید در تهران روی صحنه رود.

به گزارش «موسیقی ما»، براساس اعلام حمید خسروبیگی (مدیرفستیوال) نخستین فستیوال موسیقی الکترونیک تهران از تاریخ ۱۵ تا ۱۸ اسفند با حذف چهار گروه شرکت کننده برگزار خواهد شد. به گفته مدیر فستیوال همه گروه‌ها پس از اخذ همه مجوزهای لازم قرار بود دراین جشنواره حاضر شوند و پس از آغاز بلیت فروشی متاسفانه برخی اعمال سلیقه‌ها باعث شد مجبور به حذف این چهار گروه شوند ولی اتاق فکر و شورای سیاست گذاری فستیوال تصمیم به برگزاری آن گرفت تا شروعی باشد برای فستیوال‌های بعدی با برنامه ریزی‌های بزرگتر.

327 مشاهده