دانلود آهنگ جدید | صفحه 8 از 368 | دانلود موزیک

بیراهه دات نت

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۸

علیرضا قربانی: از نوجوانی علاقه زیادی به موسیقی الکترونیک داشتم

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۷

موسیقی ما اولین قطعه از جدیدترین پروژه موسیقایی «علیرضا قربانی» به نام «نیست شو» منتشر شد. این اثر در حقیقت تنظیم جدیدی از قطعه «جام صبوحی» است که پیش از این در آلبوم «فروغ» به آهنگسازی «سامان صمیمی» به گوش مخاطبان رسیده بود. پروژه جدید علیرضا قربانی «با من بخوان» نام دارد که همه قطعات آن تنظیم الکترونیک دارند و در حقیقت تلفیقی از ساز و آواز ایرانی با این ژانر موسیقی است. این خواننده سرشناس موسیقی ایرانی در حالی سراغ چنین آثاری رفته است که پیش از این هم او در آلبوم‌های «حریق خزان»، «دخت پری‌وار» و «فروغ» و قطعه «چهارراه استانبول» سراغ این ترکیب رفته بود و برایش بازخوردهای خوبی هم داشت. یکی از مواردی که استقبال چشمگیر مخاطبان را در تلفیق موسیقی الکترونیک با آواز ایرانی برای علیرضا قربانی به دنبال داشت در قطعه چهارراه استانبول بود که تندیس طلایی بهترین قطعه موسیقی ایرانی سال ۹۶ را در پنجمین جشن سالانه «موسیقی ما» کسب کرد.
همزمان با انتشار قطعه «نیست شو» با علیرضا قربانی گفتگوی مفصلی انجام دادیم و این هنرمند باسابقه درباره جزئیات و ابعاد آثار جدیدش که با موسیقی «حسام ناصری» منتشر خواهد شد توضیحات کاملی را ارائه کرد. پروژه‌ای که احتمالاً در سال ۹۸ شاهد انتشار قطعات دیگری از آن و برگزاری کنسرت‌هایش خواهیم بود و قطعاً از جمله اتفاقات خبرساز موسیقی ایران خواهد بود.

  • *پس از شنیدن برخی قطعات این مجموعه اولین سوالی که در ذهن من ایجاد شد این بود که چه شد تصمیم گرفتید یک پروژه کامل با قطعاتی که تلفیقی از موسیقی الکترونیک و موسیقی ایرانی هستند تولید و منتشر کنید؟

صادقانه‌ترین دلیل علاقه شخصی خودم بود. من از دوران نوجوانی علاقه زیادی به موسیقی الکترونیک و فضای امبینت داشتم. همچنین همیشه برای انجام کارهای تجربی که از فرم‌های رایج موسیقی فراتر برود و به نقاطی که کمتر دست انداخته شده است دست بیندازم، اشتیاق داشتم. این مورد به خصوص در زمینه‌های آوازی برایم اهمیت داشت. همیشه دوست داشتم آواز ایرانی فراتر از آن چیزی که به عنوان ساز و آواز مرسوم است با شکل‌های متفاوتی که هرکدام مزایای خاص خودش را دارد تجربه شود.

  • *شما پیش از این هم تجربه موسیقی الکترونیک را در کارهایتان داشتید اما اینکه یک پروژه کامل با چنین تنظیم‌هایی داشته باشید به تعبیر من شاید یک شمشیر دو لبه برایتان باشد. چون از یک سو شاید با استقبال زیادی مواجه شود و از سوی دیگر شاید برخی این اتهام را بزنند که علیرضا قربانی کار پاپ انجام داده است.

این پروژه پاپ نیست چون موسیقی پاپ مولفه‌های خاص خودش را دارد. اتفاقاً موسیقی پاپ اگر با استانداردهای مناسب تولید شود بسیار هم خوب است و می‌تواند مرزهای زیادی را طی و افراد زیادی را هم جذب کند. هر ژانر موسیقی وقتی کیفیت و استاندارد قابل قبول داشته باشد از سوی همه پذیرفتنی است و حداقل من علاقه‌مند هستم در آن ژانر فعالیت کنم. موسیقی‌های ملل، جز، الکترونیک یا حتی پاپ اگر با کیفیت و استاندارد باشند را دوست دارم. اگر یک هنرمند در آنها پژوهش کند و به استانداردها برای تولیدشان برسد نه تنها بد نیستند بلکه وظیفه آن هنرمند خواهد بود که خودش را صرفاً در یک ژانر و فضا محدود نکند. چرا که باعث برداشته شدن مرزها می‌شود. ایرانی‌های زیادی طی سال‌های گذشته از ژانرهای مختلف برای ارائه موسیقی و توانایی خودشان استفاده کرده‌اند و من هم اینطور بودم و هستم. همین موسیقی الکترونیک بسیار توانمند و فراگیر و جذاب برای مخاطبان زیادی است. کار در موسیقی الکترونیک قطعاً سختی دارد و همان شمشیر دو لبه‌ای که شما اشاره کردید به میزان موفقیت شما در هماهنگی موسیقی ایرانی و ادبیات با موسیقی الکترونیک و خدمت آنها به کل موسیقی و فرهنگ بستگی دارد. من همیشه یکی از کسانی بودم که بدون نگاه به خطر و ریسک، علاقه‌مند بودم در ژانرهای مختلف فعالیت داشته باشم در حالی که قبلاً هم آثاری با تنظیم موسیقی الکترونیک از من منتشر شده‌اند.
قطعه «بی‌قرار» در آلبوم «حریق خزان» یک فضای امبینت با آواز ایرانی داشت. بعداً در آلبوم‌های «دخت پری‌وار» و «فروغ» هم چنین تجربه‌هایی داشتیم. اگر دقت بفرمایید در قطعه بی‌قرار تنها ساز آکوستیک ما پیانو است. آن کار را به تنهایی در استودیو خواندم و بعداً براساس اجرای من پدهای الکترونیک و فضاهای الکترونیک چیدمان شده‌اند. روی آنها نت‌های کلاویه به عنوان رنگ‌آمیزی و به جای جواب آواز همراهی کردند. در دخت پری‌وار دو مرتبه این کار را کردیم و در یک مورد اصرار داشتم که حتماً ریتم همراه آن باشد. در آواز صبح آزادی که سروده آقای سایه است و من به آن کار و شعر علاقه زیادی دارم، فضای الکترونیک همراه شده است. قطعه «چهارراه استانبول» هم یک تجربه جدی دیگر در این زمینه بود.
نکته دیگر این است که موسیقی الکترونیک در عین اینکه یک ژانر است، یک امکان هم هست. مثل ضبط‌های پیشرفته‌ای که برای شنیدن موسیقی وجود دارد و شاید برخی بپرسند که چرا هنوز از کاست برای شنیدن موسیقی استفاده نمی‌کنیم. همیشه وقتی امکان بهتری وجود داشته باشد همه به سوی آن می‌روند و بحث فراگیری که اشاره داشتم بسیار مهم است چون موسیقی الکترونیک تمام دنیا را فراگرفته است. ما از موسیقی الکترونیک امکانات کارهای متنوع و جدید را می‌گیریم و دست ما را برای تجربه‌های جدید باز می‌گذارند.

  • *با توجه به این نکته فراگیری فکر می‌کنم از ابتدای این پروژه نگاهتان خارج از مرزهای ایران هم بوده است. درست است؟

ارائه و ارتباط با مخاطبان داخلی در درجه اول اهمیت دارد. در وهله بعدی ارتباط با مخاطبان خارج از مرزهای ایران برای من مهم است. موسیقی یک زبان بین‌المللی است که با هارمونی و ریتم و کنترپوئن و آهنگسازی‌های مختلف با مردم، فارغ از زبان آنها ارتباط برقرار می‌کند. مخاطبان ایرانی می‌توانند کلام و موسیقی را درک کنند اما مخاطبان خارجی این قطعات، ترکیب کلام و ساز و آواز ایرانی با موسیقی الکترونیک را درک خواهند کرد. من در تولید پروژه «با من بخوان» یک گفتمان بین‌المللی را دیدم که مخاطبانی از ملل مختلف با آن ارتباط برقرار کنند.

  • *اگر بخواهید از ویژگی‌های این آثار برای ما بگویید به چه نکاتی اشاره می‌کنید؟

این یک پروژه کانسپچوال است و براساس مفاهیم مختلف ساخته می‌شود. به غیر از مفاهیم عارفانه، مفاهیم اجتماعی در این پروژه بسیار پررنگ است. ما محتوا را براساس ژانر موسیقی که مدرن است تغییر دادیم و سعی کردیم ادبیات به‌روزی که فاخر باشد را انتخاب کنیم. اگر از آثار ادبای معاصر استفاده می‌کنیم سراغ بزرگانی رفته‌ایم که مفاهیم اجتماعی، عاشقانه یا عارفانه را پرمغز ارائه کرده‌اند. ویژگی دوم این پروژه این است که بداهه‌محور است. هنرمندان به گونه‌ای انتخاب شده‌اند که قابلیت بداهه‌پردازی زیادی روی صحنه داشته باشند. یکی دیگر از ویژگی‌های کنسرت‌های با من بخوان این خواهد بود که ممکن است اجرای هر کنسرت با بعدی تفاوت داشته باشد. چون براساس حسی که در هر اجرا وجود دارد ممکن است آکوردها و کلیت اجرا متفاوت باشد. ویژگی سوم این پروژه این است که آوازمحور است. روی آوازهای ایرانی با نگرش و خوانش جدیدی تأکید شده است. در حریق خزان یک آواز، در دخت پری‌وار و فروغ هم دو آواز وجود داشت که بداهه‌خوانی و بداهه‌نوازی داشت. فضای امبینت بستر بداهه‌خوانی بداهه‌نوازی را به خوبی ایجاد می‌کند.

  • *دلیل انتخاب عنوان با من بخوان برای این پروژه چه بود؟

اسامی زیادی را مدنظر داشتیم اما با من بخوان یک مشارکت عمومی دارد. ما در این مجموعه دنبال موسیقی تک نفره نبودیم و موسیقی اشتراکی مدنظر داشتیم. تمایل داشتیم مردم به خوبی بتوانند با کارها همذات‌پنداری کنند. امیدواریم مردم همین حس خواندن را داشته باشند.
روزی که با دوستان مختلف سر هر اسم چانه می‌زدیم این نکته را مدنظر قرار دادیم که این موسیقی و کلام حرف دل مخاطب باشد. چون در موسیقی ایرانی گاهی محتوای کارها با حال و هوای روز مردم تفاوت دارد اما در این پروژه سعی کردیم مشارکت مخاطب را بالا ببریم. در این آثار می‌خواهیم حرف روز مردم را بیان کنیم و حتی اگر کار عاشقانه داریم، عاشقانه اجتماعی باشد. همه این موارد باعث شد که به چنین اسمی برسیم و از مردم بخواهیم که با ما بخوانند چون ما همراه آنها در تولید کارها بودیم و دوست داریم آنها هم خودشان را شریک و سهیم در کارها بدانند. قطعات با من بخوان صرفاً موسیقی ارائه‌دهنده نیستند و دریافت دارند.

  • *پس یعنی دریافتی که از مخاطب دارید روی تولید کارهای بعدی تأثیر دارد؟ یا نقشه راه شما مشخص است و تغییر نمی‌کند؟

نقشه راه به صورت کلی مشخص است اما در طول مسیر براساس بازخورد انتشار کارها، تقاضای روحی و ذهنی مخاطبان را مدنظر قرار می‌دهیم. ما به آن سمت نمی‌رویم اما تلاش می‌کنیم دغدغه مردم را با حفظ هویت و اصالت و کیفیت آثار، ارائه کنیم.

  • *برای انتخاب عوامل پروژه «با من بخوان» چه نکاتی را مدنظر قرار دادید؟

ما تا امروز تعداد زیادی کنسرت‌‌های موسیقی سنتی با سازبندی ایرانی یا اجراهایی با ارکسترهای کوچک و بزرگ داشته‌ایم. وقتی به این ایده رسیدیم که یک پکیج موسیقی الکتروآکوستیک ایجاد کنیم تصمیم گرفتیم موسیقی الکترونیک بستری برای درخشش ساز و آواز ایرانی باشد که مثل نگین در این بستر هستند. برای این کار نیاز بود کسی که در زمینه موسیقی الکترونیک کار کرده است و فارغ از بحث توانایی، به جهت اخلاقی با او سازگاری داشته باشیم را انتخاب کنیم. پس از بررسی‌های مختلف به این نتیجه رسیدیم که «حسام ناصری» بهترین گزینه است. او سال‌ها یکی از اعضای گروه ما و نوازنده فلوت بود. همچنین قبلاً نمونه‌هایی از موسیقی الکتروآکوستیک را ماکت کرده بودیم و به رضایت نسبی رسیده بودیم. نکته مهم دیگر هم این است که ایشان موسیقی ایرانی را با علاقه‌مندی دنبال می‌کند و آهنگسازی پاپ و تلفیقی را به خوبی می‌داند. بنده در مرحله بعدی به اتفاق آقای ناصری تلاش کردیم سازهای آکوستیکی که می‌تواند در خدمت این پروژه باشد و مانند همان نگین‌هایی که عرض کردم بدرخشند را انتخاب کنیم. همچنین باید نوازندگانی انتخاب می‌شدند که توانایی اجرا در چنین ژانری را هم داشته باشند و بعداً مشخص می‌شود چه کسانی هستند.

  • *برای انتخاب قطعات چه اِلِمان‌هایی را مدنظر قرار دادید؟ چون به غیر از این قطعه یک یا دو اثر دیگر هم ریمیکس هستند اما سایر آثار جدید خواهند بود.

ما احتمالاً دو یا حداکثر سه قطعه داشته باشیم که شبیه ریمیکس هستند. با حفظ حرمت و احترام ویژه‌ای که برای آهنگسازان این کارها قائل هستیم، زمانی که من روی صحنه حاضر می‌شوم مردم دوست دارند دو سه کار را حتماً در هر کنسرت اجرا کنم. این تصمیم ما هم به احترام آن مخاطبان بود و فقط دو یا سه قطعه ریمیکس و برای این آنسامبل تنظیم کنیم. در کارهای جدید هم ممکن است چند اثر براساس اشعار قدما انتخاب شوند و چند اثر هم براساس اشعار معاصر و سروده‌های نیمایی باشد.

  • *طی همه این سال‌ها همیشه کنسرت‌های شما با کارگردانی و پروداکشن متفاوتی همراه بوده است. همین موضوع باعث شده است که اجرا به اجرا انتظارها از شما بالاتر برود. آیا از الان به اجرای زنده قطعات پروژه با من بخوان فکر می‌کنید؟ چون حس می‌کنم این آثار توجه زیادی را به خود جلب کنند.

ما از الان بیش از هر چیز روی اجرای زنده قطعات پروژه با من بخوان فکر می‌کنیم. اشتیاق و عطش اجرای زنده این آثار برای من به عنوان یک هنرجوی موسیقی علاقه زیادی ایجاد کرده است. هنوز مثل یک هنرجویی هستم که عاشقانه دلش می‌خواهد موسیقی تازه‌ای که به صورت جدی، کمتر تجربه شده است را زودتر به اجرا برسانم و بازخوردها را ببینم. ممکن است برخی از بازخوردها آنطور نباشد که انتظار دارم اما اعتقاد من این است که یک هنرمند باید هر آنچه که میل دارد و علاقه دارد را باید با پشتوانه سال‌های سال تجربه و استمرار و پرونده کیفی مطلوب دنبال کند. تا جایی که خلاف چارچوب‌های فکری و خطوط قرمز ذهنی خودش نباشد. من یک هنرجوی موسیقی هستم ولی دیده‌ام که بسیاری افراد زمانی که یک کار هنجارشکنانه در چارچوب عرف کارهای خودشان انجام داده‌اند ابتدا با مخالفت مواجه شده‌اند، بعداً مخالفت‌ها کمتر شده است و در مرحله بعد بسیاری از هنرمندان با آنها همراه شده‌اند. من با عشق و تمام وجود، علاقه دارم این قطعات را تولید کنیم و به مرحله اجرا برسانیم. همچنین جنبه‌های بین‌المللی را هم مدنظر داریم. در کنار پروژه با من بخوان کارهای ردیفی و دستگاهی و ایرانی را در جای خودش اجرا می‌کنیم و مشغول هستیم.

  • *نکته‌ای که اشاره کردید جالب است. چون معمولاً هنرمندان در هنگام رونمایی از یک آلبوم یا پروژه جدید ابتدا منتظر بازخوردها باقی می‌مانند و سپس به اجرای زنده فکر می‌کنند.

بازخوردهای قطعات با من بخوان برایم اهمیت دارد ولی نه آنقدر که بگویم ممکن است اجرای زنده این کارها را فراموش کنم. ممکن است برایم انگیزه و قدرت بیشتری ایجاد کند و حتماً می‌خواهم این تجربه را با همکاری تمامی دوستان عزیزی که در اطراف خودمان داریم انجام بدهیم. اعتقاد دارم باید موسیقی ردیفی و دستگاهی با کیفیت حفظ شود اما حتماً باید فرم‌ها و ژانرهای مختلف موسیقی‌های دیگر را در خدمت گسترش موسیقی ایرانی داشته باشیم. به عنوان مثال دو نفر باعث معرفی موسیقی کشورشان شدند. یکی از آنها «راوی شانکار» است که زمانی موسیقی کشورش و ساز سی‌تار جهانی شد که با گروه «بیتل‌ها» کنسرت برگزار کرد. پس از آن اتفاق یک برند جدید از این هنرمند و موسیقی هندوستان ساخته شد. نفر بعدی هم «نصرت فتح‌علی‌ خان» است که اساساً موسیقی قوالی را با حضور ایشان می‌شناسند. زمانی که «سونی رکوردز» برای ایشان کنسرت برگزار کرد او توانست موسیقی قوالی را در سطح گسترده به دنیا معرفی کرد. حرف من این است که دوری از تکنولوژی و مدرنیته و اینکه بخواهیم صرفاً موسیقی خودمان را اجرا کنیم منطقی نیست. بدون همفکری و ارتباط با موسیقی‌ها و هنرمندان ژانرهای دیگر نمی‌توانیم پیشرفت داشته باشیم و الان راه بازی برای تبادل نظر شکل گرفته است.
قطعه «نیست شو» با صدای «علیرضا قربانی» را از این صفحه بشنوید و دانلود کنید.

شاعرِ آواز

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۷

موسیقی ما – سی و یکمین و آخرین نشست «آئین آوازِ» سال ۹۷ با بزرگداشت «غلام‌حسین بنان» در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد؛ این برنامه با پیام تصویری «اکبر گلپایگانی» برای بنان همراه بود و او به این نکته اشاره کرد که این آوازخوان در آواز به چنان جایگاه رفیعی رسیده است که امروز باید در توصیف هنر و کارنامه و صدا و آوازهایش از عبارت «مکتب بنان» نام ببریم.

در ابتدای این برنامه «علیرضا فریدون‌پور» درباره‌ی این آوازخوان گفت: «متأسفانه گاهی این سو و آن سو می‌شنویم یا می‌خوانیم که از صدای بنان به عنوان صدایی متوسط یاد می‌کنند. در حالی که اساساً هیچ وجهی از آوازها و تصنیف‌های او کیفیت متوسط ندارند. اتفاقاً ارزش کار بنان در این است که با وجه جدید و خوبی که برای صدای خودش تعریف کرد توانست آن آوازهای ماندگار را خلق و عرضه کند.»‌

علی ترابی: شوراهای موسیقی بدل به کالبدی بی‌روح شده‌اند

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : سه شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۷

موسیقی ما- مدیر موسیقی بودن در کشورِ ما کار سختی است؛ مثلِ هنرمند موسیقی بودن. کافی است به اخبارِ موسیقی خبرگزاری‌ها و سایت‌ها در همین یکی- دو روز گذشته نگاه کنید و ببینید حاشیه‌ها چقدر پررنگ‌تر از متن هستند و جنجال‌هایی (گاه بی‌دلیل) وجود دارد، به همین خاطر کسی که این مسوؤلیت را به عهده می‌گیرد، چه بخوادهد و چه نه، از همان روزهای اولِ نشستن‌اش بر این صندلی با چالش‌های بسیار روبه‌روست و باید با بودجه‌ی اندکی که خیلی وقت‌ها شبیه یک شوخی بزرگ است، فعالیت کند و سعی که هم اهالی موسیقی را راضی نگاه دارد و هم آنانی که چندان موافقتی با این هنر ندارند. «علی ترابی» اما از همان زمانی که برای این پست انتخاب شد، تاکید داشت که دفتر موسیقی وزارت ارشاد باید از تصدی‌اش بر موسیقی بکاهد و آن را به خود هنرمندان واگذار کند. او در اولین مصاحبه‌اش بعد از رسیدن به این منصب در گفت‌وگو با سایت «موسیقی ما» وعده‌ی حمایت از بخش خصوصی و سهولتِ جریانِ دریافتِ مجوزها را داد و حالا می‌شود گفت تا حدودی به این وعده‌اش پای‌بند بوده است، از ابتدای بهمن‌ماه دیگر شورایی به نام شورای موسیقی سنتی و کلاسیک در دفتر موسیقی وجود ندارد؛ بنابراین گروه‌های سنتی و کلاسیک باید تنها تأیید و مجوز اشعار خود را بگیرند، اگر آثار آن‌ها فاقد شعر باشد دیگر نیازی به تأیید و بررسی آن‌ها در شوراهای دفتر موسیقی نیست و تنها برای انجام امور اداری و نیز هماهنگی‌های نهایی، اسامی و مشخصات گروه خود را به دفتر موسیقی اعلام می‌کنند. به همین بهانه با او گفت‌وگو کرده‌ایم:

  • آقای ترابی شما از آغاز حضورتان به عنوانِ مدیر کل دفتر موسیقی، وعده‌هایی برای تسهیلِ امرِ موسیقی انجام دادید، حالا که بیش از یک سال از حضورِ شما در این منصب می‌گذرد، ما شاهد حذف شورای موسیقی و تغییراتی در شورای شعر هستیم، اما پیش از آنکه واردِ این دو موضوع شویم (که اتفاقا موضوعات مهمی است) درباره‌‌ی این ماجرا توضیح دهید که این تغییرات در چه راستایی انجام شد؟

قبل‌تر در گفت‌وگوهایم به این مساله اشاره کردم که در حال حاضر این نیاز کاملا احساس می‌شود که فضای صدور مجوز باید با واقعیات و سرعتِ تحول دنیای موسیقی در کشور تناسب داشته باشد. زمانی که این شوراها شکل گرفتند، حتما به خاطر پاسخ به شرایط موجود بوده است، حالا اما با تغییرات و تحولات انجام شده، این شوراها بدل به کالبدی بی‌روح شده‌اند که نه‌تنها هیچ کارکرد مثبتی ندارند جز آنکه ادامه‌ی فعالیت‌هایشان موجب نگرانی‌ها و مشکلاتی برای هنرمندانِ عرصه‌ی موسیقی شده است، به همین خاطر ما از مدتی قبل اصلاحاتی در این خصوص انجام دادیم.

  • که شامل چه مواردی بودند؟

در همان ماه‌های ابتدایی حضور من در دفتر موسیقی، سه تصمیم گرفته شد که طی اطلاعیه‌ای به اطلاع اهالی موسیقی نیز رسید. اول آنکه محدودیت افراد حقیقی در ارائه تقاضای صدور مجوز تک‌آهنگ برداشته شد؛ تا پیش از آن تنها این اتفاق از طریقِ شرکت‌های ثبت‌شده انجام می‌شد که گاه هنرمندان مجبور به پرداخت هزینه‌هایی بودند و از آن طرف گلایه‌هایی نیز مطرح می‌شد؛ اگرچه بسیاری از شرکت‌ها نیز در این راه به هنرمندان، کمکِ بسیاری می‌کردند. از آن طرف قرار شد در سه حوزه‌ی موسیقی بی‌کلام اصیل و دستگاهی ایران، موسیقی بی‌کلام نواحی و موسیقی بی‌کلام کلاسیک، آثار کلیه آهنگسازانی که حداقل دو بار موفق به کسب مجوز دفتر موسیقی برای آلبوم و یا اجرای صحنه‌ای شده باشند، از بررسی شورای موسیقی حذف شود و همچنین نحوه‌ی صدور پروانه‌ی فعالیت استودیوهای صدابرداری نیز تغییر کرد و استودیوهایی که هر چهار سال یک‌بار نیاز به تمدید پروانه‌ی فعالیت خود داشتند، پروانه‌ی دایمِ فعالیت گرفتند. اینها همه نیاز به کار مضاعفی داشت که با وجود آنکه دفتر موسیقی آنان را انجام داد.

  • البته این تصمیم در همان‌زمان با حاشیه‌هایی همراه شد، چون برخی از اهالی موسیقی در جلسه‌ای با مدیر کلِ وقت دفتر موسیقی – آقای طالبی- مقرر کرده بودند که عدم بررسی شورای موسیقی برای تمامی هنرمندان باشد، نه آنانی که دو اثر منتشر شده دارند.

من پیش از این، درباره‌ی این موضوع با سایتِ شما گفت‌وگو کرده و توضیح دادم، پیش از این ظاهراً نامه‌نگاری‌هایی انجام شده و شاید قول‌هایی هم داده شده، اما روند مشخصی وجود نداشت؛ یعنی بخشی از کارها به شورا نمی‌رفته و بخشی به شورا می‌رفته است. اتفاقاً زمانی که من به دفتر موسیقی آمدم، این سؤال برایم وجود داشت؟

  • و حالا در گامِ ‌دوم، محدودیتِ دو آلبوم هم برداشته شده است.

بله، چون به اعتقادِ ما هم‌اکنون این نیاز کاملا احساس می‌شود که در بررسی زیبایی‌شناسی و هنری آثار تجدید نظر کنیم. شورای موسیقی در این سال‌ها کارهای بسیار انجام داده و زحمتِ زیادی کشیده بودند و همان‌طور که پیش از این تاکید کردم، نیازِ به این شورا، تا سال‌هایی احساس می‌شد، اما هم‌اکنون این سوال وجود دارد که «آیا یک شورای فنی شرایط لازم را برای بررسی آثار هنرمندان در حوزه‌ی موسیقی نواحی، کلاسیک و سنتی را دارد یا خیر» هیچ‌کس (حتی اساتید) نمی‌توانند در این باره اظهار نظر کنند که چه اثری قابلیت انتشار و اجرا دارند و چه اثری ندارد. در هیچ کجای دنیا نیز چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد، یعنی بررسی فنی قبل از اجرا وجود ندارد و همه چیز بعد از شکل‌گیری یک اثر رخ می‌دهد.

  • بله، در هیچ کجای دنیا وجود ندارد، اما ما درجه‌بندی آثار هنری هم داشته‌ایم.

آن موضوع هم به هیچ وجه قابل پذیرش نیست؛ کما اینکه بسیاری از اساتید که خودشان در این زمینه فعالیت داشتند، پس از سال‌ها به عدمِ اعتبار این ماجرا پی پردند. این در تاریخ هنر بی‌سابقه است. تاریخ هنر مملو از کارهایی است که بعد از صد سال فهمیده‌اند که چه شاهکاری بوده یا برعکس. شما با هیچ توان کارشناسی نمی‌توانید سرنوشت زیبایی‌شناسی یک اثر را تعیین کنید. کاملاً بدیهی است که این مسأله کار نادرستی است. ضمن آنکه حتی تعیین کیفیت صدای یک خواننده، نسبتی با آنچه در صحنه انجام می‌شود، نداشته و با تمام سخت‌گیری‌ها این مسائل وجود دارد. باید امکان برگزاری کنسرت‌های بیشتری فراهم شود تا حق انتخاب بین رویدادهای مختلف وجود داشته باشد. هیچ کس نمی‌تواند ثابت کند که کاری قوی‌تر است یا نه. اینها فرمول‌بندی مشخصی ندارد.

  • اتفاق پیش آمده شامل موسیقی پاپ نمی‌شود؟

خیر، تنها موسیقی کلاسیک، نواحی و سنتی؛ اما برای موسیقی پاپ نیز تدابیری درنظر گرفته خواهد شد.

  • آقای ترابی، شما یک سال است که در این منصب فعالیت می‌کنید و حالا این اقدام را انجام داده‌اید که البته قابل تدیر است؛ اما فکر نمی‌کنید اصلا مجوز گرفتن برای یک اثر هنری هم اتفاقی است که تنها در کشور ما رخ می‌دهد و آن هم جای بحث و سوالِ بسیار دارد؛ چون همین حالا هم اگرچه شوراها حذف شده‌اند، اما بحث مجوز به قوت خود باقی است و این مساله به‌خصوص در حوزه‌ی موسیقی بی‌کلام هم‌چنان عجیب است.

من بارها به این ماجرا اشاره کرده‌ام که صدور مجوز در قانون پیش‌بینی شده و مدیر دفتر موسیقی در جایگاهی نیست که بخواهد قانون‌گذاری جدیدی انجام بدهد. ببینید، ما تاکید داریم که باید اعتماد بیشتری به اهالی موسیقی شود و از این پس شورای موسیقی برای بررسی موسیقی‌های کلاسیک، سنتی و نواحی تشکیل نخواهد شد و مختصاتِ فنی این موسیقی‌ها ارزیابی نمی‌شود؛ اما آثاری که دارای کلام هستند، اشعارشان در شورای شعر بررسی می‌شود.

  • پس شورای شعر هم‌چنان به قوتِ خود باقی خواهد ماند؟

بله! به خاطر حساسیت‌هایی که روی کلام و شعر وجود دارد، تمامی آثار با کلام در تمامی حوزه‌ها توسط شورای شعر بررسی می‌شوند.

  • آقای ترابی قبول دارید که این شورا هم بسیاری از اوقات نتوانسته کارکردی که باید داشته باشد و خیلی وقت‌ها حاشیه‌ساز شده است.

خود اعضای شورای شعر به این رویه بسیار معترض هشتند. چون اگر در بررسی شعرها سخت‌گیری کنند و کارها رد شود، با واکنش‌هایی مواجه می‌شوند؛ از آن طرف اگر سخت‌گیری نکنند، باز هم واکنش ایجاد می‌شود که چرا به این آثار مجوز داده می‌شود.

  • تغییرات در شورای شعر به چه شکل بوده است؟

ما این اطمینان را داشتیم که ترکیب و شیوه‌ی کار شورای شعر به صورت فعلی امکان‌پذیر نیست و موجب نارضایتی‌هایی در اساتید، مخاطبان و بدنه‌ی اجرایی می‌شوند؛ به همین‌خاطر از این پس ترانه‌سرایان و شاعرانِ بیشتری در این امر دخیل هستند و ما از خرد جمعی استفاده خواهیم کرد تا بسیاری از سوتفاهماتی که در این میان وجود دارد از بین برود.

  • منظورتان چه سوتفاهماتی است؟

برخی از ترانه‌سرایان همواره بر این اعتقاد بودند که فلان استادی که در شورای شعر فعالیت می‌کند، ممکن است با آنان مشکلاتی شخصی داشته باشند که حالا با افزایش تعدادِ هنرمندان این مشکل برطرف می‌شود، ضمن آنکه سرعتِ کار بیشتر می‌شود؛ جمع‌بندی نتایج نیز به صورت مشورتی خواهد بود و نظر تکلیفی نیست.

  • اما فکر نمی‌کنید که بررسی شعر حافظ و سعدی و فردوسی در هر شورایی هیچ توجیهی ندارد؟

مطلقا چنین چیزی که گاه به حالتِ طنز هم بیان می‌شود، وجود ندارد و فقط این اشعار خوانده می‌شود که مورد تحریف واقع نشده‌اند؛ چون موارد بسیاری وجود داشته که چند بیت از‌ اشعار شاعرانی مثل حافظ و مولوی دست‌کاری شده است تا بتواند با مخاطب ارتباط بیشتری برقرار کند و من هم‌اکنون از نظر اخلاقی نمی‌توانم مثال بیاورم؛ بنابراین اگر این بررسی انجام نشود، شما اهالی رسانه اولین معترضان خواهید بود که چرا شعرِ مولانا با تحریف اجرا شده است.

  • با این وجود اساتیدی که هم‌اکنون در این شوراها فعالیت می‌کنند، دیگر در دفتر موسیقی حضور نخواهند داشت؟

ما حتما از حضور این اساتید به عنوان شورای مشورتی در امور مختلف استفاده خواهیم کرد، ضمن آنکه از سالِ آینده شورایی از اهالی موسیقی تشکیل خواهد شد تا کارهایی که از لحاظ هنری درجه‌ی بالایی دارند؛ اما در بازار موسیقی دیده نمی‌شوند، شناسایی و مورد حمایت قرار گیرند. می‌دانید که اهالی موسیقی ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها برای خلقِ یک اثر تلاش می‌کنند؛ اما از آنجا که آثار پاپیولاری نیستند، اصلا دیده نمی‌شوند.

  • حذف این شورا صرفا به خاطر اعتماد به اهالی موسیقی بوده یا تنگناهای مالی دفتر موسیقی نیز بی‌تاثیر نبوده است؟

مطلقا چنین چیزی وجود ندارد، با اطمینان می‌گویم هزینه‌ی حق جلساتِ ما به اندازه‌ای پایین بود که هیچ فشار مالی‌ای به دفتر موسیقی وارد نمی‌کرد و اساتیدی که در این شوراها حضور داشتند، در این سال‌ها بی‌چشم‌داشت مالی تنها از اسم و اعتبار خود هزینه کرده‌اند؛ ما تنها گمان کردیم که زیبایی‌شناسی اثر قبل از صدور مجوز درست نیست و به همین خاطر مسیر را کوتاه‌تر کرده‌ایم.

  • اما به هر حال نمی‌شود کتمان کرد که دفتر موسیقی همواره با بودجه‌ی اندکی روبه‌رو بوده است و لابد که سالِ آینده کمتر نیز خواهد شد.

بله، اما وضعیت ارشاد از دیگر بخش های دولتی مستثنی نیست؛ بودجه‌ی این وزارت‌خانه به اندازه‌ای ناچیز است که اصلا امکان پایین‌آمدنِ آن وجود ندارد، به هر حال ما سالِ سختی در پیش داریم و به همین خاطر باید تلاش و همت‌مان را بیشتر کنیم؛ خوش‌بختانه بخش موسیقی کمترین اتکا را به موسیقی داشته است و ما باید با مدیریت بیشتر و بهره‌وری بیشتر از امکانات موجود بهره بگیریم.